بیست و سومین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

‍ معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید
به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق
به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید
چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی
ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید
چو در میان مراد آورید دست امید
ز عهد صحبت ما در میانه یاد آرید
سمند دولت اگر چند سرکشیده رود
ز همرهان به سر تازیانه یاد آرید
نمی‌خورید زمانی غم وفاداران
ز بی‌وفایی دور زمانه یاد آرید
به وجه مرحمت ای ساکنان صدر جلال
ز روی حافظ و این آستانه یاد آرید

فال حافظ ماست از زبان استاد بهروز رضوی و به نیت آنچه در دلهاست و پنهان ز دیده ها.
وقتی گامهای سنگین خزان به شماره افتاده و به وقت رنگ نارنجی روزهای پایان آذرماه، ماهم یکبار دیگر بساط ضیافت اندیشه و خرد را گستردیم در بیست و سومین قدم از #گپ.
وقتی چند ماه پیش تصمیممان برای این ماه بر دعوت از #بهروز_رضوی یکی شد، میدانستیم کار سختی پیش روست و میدانستیم رویداد خوبی در انتظارمان است.
اما چه انتظارمان را میکشید؟ به واقع نمیدانستیم.
تا غروب امروز، بیست و هفتم آذرماه…

ابتدا کمی نگران بودیم، نگران شرایط این روزها، نکند که میهمانان گپ، همراهیمان نکنند.
تا اینکه آمدیم و آمدید…. و امشب را تنور دلتان چه یلدای گرمی و سرخی کرد.
مطمئنیم که هرکس که امشب همسوار لحظه های این میهمانی بود، حس خوبش را با خودش برد. حس خوب شنیدن از یک انسان دوست داشتنی و یک هنرمند نازنین. حس خوب شنیدن از کتاب و هنر و حال خوب شعر دلکش خواجه شیراز، آنهم با نوای پر از مهر استاد #بهروز_رضوی.

بدون شک این گپ، یکی از بهترین گپ ها بود، خصوصا که وقتی حتی یک جای خالی در تالار نبود، تا استاد رضوی بیشتر بییند جمع دوستدارانش را.
بییند که چقدر عزیز است، چقدر قدردانش هستیم و چقدر دوستش داریم.
آنهایی که بودند لذت وافری بردند و آنها که نبودند جایشان خیلی خالی بود.
گپ بیست و سوم، سراسر حس خوب بود و سراسر مهر،
در آستانه ولادت مهر،
در آستانه یلدا….

#گپ
#بهروز_رضوی
#یلدا