هفدهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ با حضور پندار خمارلو و علیرضا میرفخرایی

25 ارديبهشت 98 همزمان با روز جهاني خانواده پاي صحبت‌هاي و خاطرات بانو پندار خمارلو و آقاي عليرضا ميرفخرايي نشستيم تا براي ما ازحال و هواي زيستن در خانه‌ و خانواده‌اي بگويند که بانو ميرهادي مادرش بود.

مادري که مادر بودن‌اش به خانه خلاصه نمي‌شد.
چرا که مادري جان بخشيدن است و بانو ميرهادي استاد جان بخشيدن به باورها و اراده‌ها بود.
استاد به حرکت در آوردن و همراه کردن آدمها.

گويي اين توانمندي از سمت باور مادر مجسمه‌سازشان که گفته بودند، من مجسمه سازي را کنار گذاشتم براي آنکه انسان ساختن به مراتب دشوار تر و مهم‌تر از شکل دادن به سنگ و خاک است، مي‌آمد.

بانو ميرهادي با اراده‌‌اي که از پدر سراغ داشت و هنر آفرينش مادر؛ مادرانگي‌اش را به بيرون از ديوارهاي خانه بسط داد تا جايي که تاثير آن به تمام کودکان مدرسه فرهاد رسيد و بعدها با بسته شدن آن مدرسه نه تنها متوقف نشد که فراتر رفت.
چرا که اندکي بعد شوراي کتاب کودک چون مامني امن براي خيال تمام کودکان سرزمين‌ پايه گذاري شد تا انديشه کودکان يک سرزمين در بستر بکر کتاب‌ها پرواز کند. خانه‌اي با پنجره‌هايي از جنس واژه‌ها و سقفي به بلنداي خيالات کودکانه که درب آن به روي هرکس که دغدغه‌اي مشترک براي ارتقا ادبيات کودکان داشت گشوده شد.
و بعدها فرهنگ‌نامه هم، چون فرزندي از دل باور و مهر او به تمام کودکان زاده شد.
حالا شورا و فرهنگ‌نامه يک خانواده‌اند.

خانواده‌اي که بانو خمارلو آن‌ را ميراث ارزشمند مادر مي‌داند. ميراثي که هيچ‌‌گاه قرار نبود مادي باشد چرا که پندار خمارلو به عنوان شاگردي ميان شاگردان مدرسه فرهاد آموخته بود. بايد خودش گليم خود را از آب ببرون بکشد. اينگونه شورا و فرهنگ‌نامه ميراثي جان‌دار شدند که نه فقط براي اهالي خانه بلکه براي اهالي يک سرزمين و تمام هم‌زبان‌اش به يادگار ماند.

بانو ميرهادي حرف‌هاي ناخوانده بسياري دارند که حالا خانواده گراميشان در صدد ويرايش و انتشار تدريجي آنها هستند اما آنچه افکارش را آويزه‌ي قلب همراهانش کرد. جنس آينه‌گونگي رفتارش بود. اينکه انديشه‌هايش را مي‌توانستي از سبک انتخاب‌ها و مدل بودن‌اش از بر شوي.

به قول دامادشان بزرگترين مشخصه بانو ميرهادي قدرت همراه کردن آدمها بود با صداقتي از جنس آينه و صلابتي به سان سروهاي راست قامت شيراز که هرکس را در اتمسفر حضورش به محکم بودن و حرکت در مسير ارزش‌ آفريني وا مي‌داشت….

حالا ما مانده‌ايم و ميراث توران ميرهادي که همچنان در قلب و باوريمان ادامه دار است.
ما مانده‌ايم و ميدان الهام گرفتن از انديشه و اعمال بانويي که گرچه مي‌توانست زبان مادري‌اش را خيلي هم فارسي حساب نکند. اما از زماني که خود را به عنوان يک ايراني شناخت، قلب‌اش براي هم‌زبانانش گرم و مهربان تا آخرين نفس تپيد….

بانو ميرهادي به ما آموخت که خانه تنها به سقف و آجر و ديوار نيست بلکه هرجاي‌است که با عشق، امنيت، صميميت و صداقت احاطه شده باشد
و خانواده تنها به هم خون بودن خلاصه شدني نيست بلکه شامل هر گروهي‌ است که براي خلق ارزشي کنار هم جمع مي‌شوند…

ما هم به سبک و سياق بانو ميرهادي به ادامه دادن راه‌اش اميدوار مي‌مانيم و خدا را شکر مي‌گوييم که يکي از اعضاي خانواده‌اي هستيم که بانو ميرهادي مادر هميشه بيدار آن است.
” خانواده‌اي براي بهتر ساختن هر روزه? دنياي زيباي کودکانه‌ها”
به قلم #صبا_محمدي

 

دیدار با فرشتگان

از یک ایده کوچک شروع شد.

سالها پیش وقتی در تعطیلات و مراسم و دید و بازدیدهای نوروزی بودیم، به یکباره به یادمان افتاد که در گوشه ای ازین شهر، هستند کودکان نازنین و عزیز و فرشته های کوچکی که به دلیل بیماری در بیمارستان ها مراحل درمان خودشون رو میگذرونن.

سال اولی که به دیدارشان رفتیم، غم و نا امیدی و کسالت در هوای بیمارستان باهنر کرج موج میزد و البته با ساز و نوا و قصه، شادی و لبخند بعد از خروجمون در دلاشون نشسته بود.

چند سال دیگه هم دیدار با فرشتگان بخشی از دید و بازدید خانواده کانون شده بود تا امسال.

وقتی پیش از عید صحبت مراسم امسال رو میکردیم، با توجه به دو سال برگزار نشدنش، خیلی امیدوار نبودیم.
اما کارها یکی یکی و به سرعت پیش رفت و مجوزهای لازمو در آخرین روز کاری سال نود و شش گرفتیم.
با یک فراخوان در فضای مجازی، دلها به هم وصل شدن و هزینه خرید عیدی بچه ها جور شد.
لحظه به لحظه، به امروز که نزدیکتر میشدیم، انگار رگه های این همکاری هم پر خون و پرشورتر میشد، تا صبح امروز.
چهره های عزیزی که به هم صبح به خیر میگفتند و سال نو مبارکی.
برای شادی جمع شده بودیم
برای شاد کردن دلهای بچه های کوچولوی بیمار در بیمارستان.
ساز دستمون بود و هدیه…
امسال دوباره رفتیم به دیدار فرشته ها
دست زدیم
ساز زدیم
شعر و آواز خوندیم
و شادی کردیم
در کنار فرشته ها

چه قدم های عزیزی همراهیمون کردن، و چه دید و بازدید قشنگی شد امروز.

البته بازهم، با اینکه ما رفته بودیم برای شاد کردن بچه ها، اما این خودمون بودیم که از بودن کنارشون انرژی گرفتیم و سبکبال به خانه هامون برگشتیم.

می‌گویند سلام سلامتی می‌آورد…

پس چه ” سینی‌” بهتر از سلام
و چه سلامی بهتر از سلامتی
که دلی کودکانه را روشن کند؟

با یک سبد سلام به عید دیدنی کودکان بیمارستان امام علی رفتیم.
کودکانی که در کنار خانواده و پرسنلی مهربان تلاش می‌کنند تا جامه سلامت را به تن کنند و بهار را به خانه‌هایشان ببرند.

سلام‌مان را سرود کردیم و کوچک و بزرگ بالا و پایین پریدیم و خواندیم و خواندیم تا لبخندی سبز شود برای لحظه‌ای روی لب‌ها به نشان بهار…

دور هم قصه خواندیم و آن وسط‌ها در گوشی از خدا خواستیم تا زودتر قصه کودکان بیمارستان‌ها به فصل بهار سلامت و سرور برسد و روی لب‌هایشان جز لبخند نباشد.

جای تمام دوستانی که نبودند خالی
ما سلام‌تان را رساندیم
شما هم به نشان بهار به اولین کودکی که در خیابان دیدید با لبخند سلام کنید و با حوصله جویای احوال‌اش شوید…

به راستی چه سینی بهتر از سلام؟

کاش سلام‌هایمان بوی بهار بدهد
و کاش در کاشتن لبخند روی لب‌های هم خلاق باشیم….

در آخر هم یک خواسته از پشت سرفه‌های کودکانه:

“در بهار و بعدتر از بهار، هوای زمین و آسمان را حسابی داشته باشیم.”

یادمان باشد هوای پاک اولین سهم کودکان است برای سلامت زیستن🍀
🌈دهم فروردین ماه ۱۳۹۸
ویژه برنامه دیدار با کودکان بیمار
به قلم صبا_محمدی

روز جهانی نوجوان با شعار «نه به پلاستیک و ظروف یکبار مصرف» با کانون رشد خلاق

روز جهانی نوجوان با شعار «نه به پلاستیک و ظروف یکبار مصرف» با کانون رشد خلاق

با کانون رشد خلاق در ۱۲آگوست (٢١ مرداد) “روز جهانی نوجوان” همراه باشید. از سال ها پیش، سازمان ملل متحد این روز را “روز جهانی نوجوان” نام نهاده است تا اهمیت سال های نوجوانی نزد بزرگترها به ویژه خانواده ها، برنامه ریزان و مسئولان هر جامعه فراموش نشود. اما چه شد که سازمان ملل تصمیم گرفت روزی را به نام روز جهانی نوجوان جهان اعلام کند؟

روز جهانی نوجوان از سال 1965 ( 1386 شمسی ) در یکی از جلسه های مجمع عمومی سازمان ملل آغاز شد . در این زمان ، نمایندگان کشورهای مختلف  در سازمان ملل به اهمیت نقش نیروها و باورهای نوجوانان در توسعه جامعه های انسانی پی برده بودند و به همین سبب یک بیانیه به نام “بیانیه ترویج مفاهیم صلح ، احترام متقابل و پذیرش دیدگاه های دیگر انسان ها برای نوجوانان”، منتشر کردند.

بیش از به 20 سال  پس از انتشار این بیانیه، سازمان ملل، سال ١٩٨٥ را “سال جهانی نوجوانان: توسعه، مشارکت و صلح” نامید. این نامگذاری توجه جهانیان را بیش تر از پیش به اهمیت نقش نوجوانان در ترویج این مفاهیم و بکارگیری آن ها در جامعه آینده متوجه کرد.

در سال ١٩٩٥ و ده سال پس از سال جهانی نوجوان، سازمان ملل تعهداتش در ارتباط با نوجوان ها را گسترش داد و به مشکلات این بخش از جامعه در هزاره پیش رو پرداخت. نتیجه، راهکاری بود که به نام “برنامه جهانی اقدام برای نوجوانان تا سال ٢٠٠٠ و پس از آن”، (World Programme of Action for Youth to the Year 2000 and Beyond)، منتشر شد و در دسترس همگان قرار گرفت. “برنامه جهانی اقدام برای نوجوانان تا سال ٢٠٠٠ و پس از آن” در “دیوان سیاست گذاری اجتماعی و توسعه”، (DSPD) سازمان ملل، برای آگاه کردن جامعه انسانی از شرایط زیست و حقوق و آرزوهای نوجوانان تنظیم شده و همزمان می کوشد نوجوانان را به عنوان بخشی فعال در تصمیم گیری کشورها برای دستیابی به صلح و توسعه جهانی وارد کند. نامگذاری روزی جهانی برای نوجوانان هم بخشی از همین برنامه است. مجمع عمومی سازمان ملل در جلسه خود در دسامبر (دی ماه) سال ١٩٩٩، پیشنهاد گردهمایی جهانی “وزیران مسئول امور نوجوانان” را برای نامگذاری روزی به نام نوجوانان پذیرفت و ١٢ آگوست، روزی که این وزیران در لیسبن پرتقال گردهم آمده بودند را برای گرامی داشت جهانی نوجوانان برگزید. پس از نامگذاری این روز، سازمان ملل کشورها را به انجام فعالیت های آگاهی بخش درباره اهمیت دادن به نوجوان ها و حقوق آن ها با توجه به برنامه جهانی اقدام برای نوجوانان تا سال ٢٠٠٠ و پس از آن فراخواند.

پروژه های سال 1397

جایی همین نزدیکی در کانون رشد خلاق

جایی همین نزدیکی در کانون رشد خلاق

یکی از روزهای تابستان 83 توسط یکی از دوستانم دعوت شدم تا در فعالیتی برای کودکان همکاری کنم،رسیده و نرسیده با سیلی از کودکان روبرو شدم که می خواستند نقاشی کنند و منتظر کسی بودند که به اشتیاق آنها پاسخ دهد.

کمی آنسوتر صدای رسایی را می شنیدم که با بچه ها مشغول بازی بودو می خواند: عمو زنجیرباف،زنجیر منو بافتی، پشت کوه انداختی؟
در پی آن صدای ده ها کودک که با صدایی (جایی همین نزدیکی در کانون رشد خلاق)  که سینه ی آسمان را می شکافت می گفتند (بله)
مثل این بود که آنها به کودکی، به زندگی بله می گفتند.

به صدایی که به آنها اعتماد می بخشید که در این شهر (جایی همین نزدیکی در کانون رشد خلاق) مردمانی هستند که می دانند تداوم زندگی در همین نقاشی ها و در همین بازی ها و صداهاست.
من غرق در نقاشی ها و می دانم او غرق در همسرایی هاست، همدیگر را ندیدیم اصلا فرصت نشد که ببینیم صاحب این صدا کیست

تا هفته ی دیگر هیچ نیازی نبود کسی ما را به هم معرفی کند، دیدارمان مثل دیدار مسافرانی بود که مسیر طویلی در پیش دارند و در آنی می فهمند که باید تفاوت ها را رها کنند تا همسفرانی خوب باشند من نمی دانم آغاز سفر برای کودکان کجا بود.
شاید چند جلسه قبل از من،شاید شورای کتاب، شاید مدرسه فرهاد شاید مدرسه مهران شاید کانون پرورش فکری و یا شاید خیلی دورتر وقتی که جبار باغچه بان بنیان اولین مراکز کار با کودکان را گذاشت وشاید خیلی دورتر در مسیر دختری که برای بنیان اولین مهد کودک در شهرش سنگ دیوانگی می خورد که دیوانه است و با کودکان بازی می کند اما من آن روز سوار این قطر شدم.
با گروه عظیمی از مردمان خوب این شهر که بسیاری از آنها جوانانی بودند که اکنون مادران و پدران کودکان این شهرند، و اگر قادر بودم دلم می خواست از نام تک تک آنها یاد کنم
آنها که به شعار (هرجا کودکی است کار ما آغاز می شود) جان بخشیده اند
و اثرات تلاش های آنها در تمام مراکزی که برای رشد و بالندگی کودکان این شهر کار می کنند پیوسته به جاست
آنها اولین جشنواره های کودکان این شهر اولین بزرگداشت روز جهانی صلح و اواین تلاش ها برای سمینارهای زنان و فعالیت های زیست محیطی و بسیاری از فعالیت های دیگر را به ثمر رساندند
در محلی کوچک به اندازه یک اتاق که گاه کارگاه نقاشی بود گاه محل سمینار تربیتی و گاه محل غذاخوری و گاه محل چالش ها و بحث های بی پایان، اما هرچه که بود دغدغه کودکان چالش مدام این قلب ها بود، تا جایی که همه آن دغدغه ها آرام آرام بزرگتر شدند و روز به روز به لایه های عمیقتری رسیدند.انواده ایم در جایی همین نزدیکی

جایی همین نزدیکی در کانون رشد خلاق

جایی همین نزدیکی در کانون رشد خلاق

گرچه دلم می خواهد مثل تمام آن روزهای خوب همه با هم بودیم اما می دانم که همسفری همیشگی نیست ولی سفر پیوسته به جاست.
و یاد خانم توران میرهادی گرامی می افتم که خطاب به کانون گفت: آدمها همیشه می آیند و می روند، کار و مسئولیت است که همیشه می ماند.
امروز هم تابستانی دیگر است و حدود پانزده سال از آن روز می گذرد
پس از طی فراز و نشیب های این سفر گه گاه در وادی های مبهم طی شد.
و گاه در شهرهای پر از نور و رنگ ، گاه در یاس و گاه سرشار ازعشق و امید، پیش روی ما دوستانی مسئول و فداکار و آماده اند تا عشق و محبت خود را نثار کودکان این سرزمین کنند
کودکانی که با همان نیازها و با همان اشتیاق منتظرند برای صدایی که آنان را به شعرها و نقاشی ها و بازی های کودکانه فراخواند و با نگاه پر از امید به آنها اطمینان بخشد که دنیای سرشار از عشق و امید در انتظار آنهاست. و وقتی عمو زنجیرباف می خوانند بدانند که در داستان های اساطیری ما زنجیر عمو نوروز، زنجیر زمهریر و سرما بود که باید بدست توانای او به پشت کوه انداخته می شد تا بهار دلکش فرا رسد.
و بدانند که هیچ سرمایی این حس را فشرده نخواهد ساخت
و بدانند که ما همه با هم یک خانواده ایم در جایی همین نزدیکی

کارگاه های آموزشی در مناطق آسیب: خط 4 حصار

تابستان و پاییز 97 ، ارگان همگانی: معاونت فرهنگی اجتماعی استانداری البرز

تابستان و پاییز 97 ، ارگان همگانی: معاونت فرهنگی اجتماعی استانداری البرز

امروزه گسترش بی رویه حاشیه نشینی یکی از مشکلات عمده و اساسی در امور مدیریت شهری است که نمیتوان نسبت به آن بی تفاوت بود از آنجا که حاشیه برمتن تاثیر مستقیم دارد اتفاقات سالهای اخیر نشان داده افرادی که در حاشیه کلان شهر ها ساکن شده اند و در بیشتر موارد از شهر های کوچکتر و حتی از کشور های اطراف مهاجرت نموده اند باورشان به کلان شهرها معضلاتی مانند بیکاری،مشکلات اجتماعی، فرهنگی و…. به دنبال دارند.
رشد حاشیه نشینی در ارتباط شبکه ای منجر به بروز و ظهور آسیب های دیگر همچون اعتیاد، کودک آزاری، بیسوادی و طیف وسیعی از مشکلات اجتماعی میشود و خطرات مضاعفی را برای زنان و دختران به بار می آورد.

کانون رشد خلاق کودک برپاس رسالتی که پیش رو دارد بر این رشد تا برای حمایت از خانه و خانواده کارگاه های آموزشی در مناطق آسیب: خط 4 حصار را برگزار نماید.

 تجربه هایی که بسیای از سازمانهای دولتی و غیر دولتی و بین المللی در کار با کودکان دارند، پروژه های بسیار گسترده ای که این سازمانها (مانند کانون رشد خلاق کودک ) به نفع کودکان انجام دادند و تلاش هایی که در حیطه حساس سازی در سطح  جامعه انجام شده است اما هنوز برای فراهم کردن دنیایی شایسته و دستیابی به شاخصها ی زندگی مناسب برای کودکان فاصله بزرگی وجود دارد.

ما تمامی سازمانهای دولتی و غیر دولتی و حتی بین المللی هر کدام صادقانه نهایت تلاش خود را برای بهبود وضعیت کودکان و نوجوانان انجام می دهیم و هر کدام از ما قطعه ای از یک پازل بزرگ را در اختیار داریم و می کوشیم آن قطعه را در جایگاه اجتماعی مناسبی به کار گیریم.

در یک همکاری همدلانه و همسو با استانداری استان البرز و کانون رشد خلاق اقدام به برگزاری کارگاه های آموزشی ویژه خانواده ها با عنوان ( پیشگیری از کودک آزاری) در دو جلسه دو ساعته در تاریخ های 20/6/97 و 27/6/97 دوران نوجوانی و رفتارهای پرخطر در دو جلسه دو ساعته در تاریخ های 3/7/97 و 10/7/97 در خانه ی هلال حصار و با شرکت تعدادی از بانوان این منطقه نمودیم