بیستمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

گزارش گپ بیستم با موضوع نوجوانان

بعضی‌ها معتقدند بعضی از روزهای جهانی برخلاف ظاهرشان خوش‌حال کننده نیستند. گویی این روزها دارند قشر در اقلیتی از جامعه را با انگشت نشان می‌دهند. همان دسته‌ای که در روزهای دیگر کمتر به رسمیت شناخته می‌شوند. مثل روز جهانی معلولین، روزجهانی چپ دست‌ها و این آخری روز جهانی #نوجوانان(بخوانید نامرئی‌ها)

چهارشنبه 23 مرداد برای ما از آن روزهای متفاوت شد. شاید به بهانه روز جهانی‌‌ نوجوان که دو روز قبل بود و شاید هم کمی بیشتر. تقریبا یک‌سالی می‌شود که کارگروه نوجوانان بار دیگر به طور رسمی در کانون برقرار شده، کارگروهی که اعضایش اسم خودشان را نامرئی‌ها گذاشته‌اند.
نوجوانانی که حالا بعد از یکسال مرئی‌ترین میزبان گپ بیستم شده‌بودند.
میزبان برای شنیدن سخنان مهمان ویژه‌ای که از روزگار نوجوانی خودش تا همین حالا که به روزگار نوجوانی فرزندش نزدیک می‌شود، هوای این دوران را عمیق و مکرر نفس کشیده است.

علی‌اکبر زین‌العابدین در ابتدا ما را با خاطرات شیرین نوجوانی‌اش همراه کرد:
روزگاری آشنایی با آدم‌های مهم زندگی‌اش در مدرسه، روزگار دویدن تا دفتر مجله سروش نوجوان، روزگار پیدا کردن علاقه عمیق‌اش به علوم انسانی لابه‌لای یک کتاب قطور روانشناسی.
جسارت‌اش برای جدی گرفتن صدای قلب‌اش و شروع مسیری که او را به امروز رسانده…

روزگار پیدا کردن دانهٔ یک آرمان و کاشتن‌اش در خاک حاصل‌خیز نوجوانی. دانه‌ای که به عقیده او یافتن و کاشتن‌اش برای یک نوجوان، نه دست تنها میسر خواهد بود، نه دست بسته. برای همین او معتقد است باید روشنایی درون قلب‌ و ذهن‌ نوجوان را باور کرد تا او هم بتوانند هویت خودش را بسازد و باور کند.
باید همراهی را آموخت و هم‌دست نوجوان شد در ساختن روزگار دلشوره‌های شیرین‌ و غم‌های شاد…

او نوجوان را موجودی داند که بنا به طبیعت‌‌اش نمی‌توان از او توقع ثبات داشت.
بایستی دم‌دمی‌مزاج بودن‌های گاه و بی‌گاه را در رفتار و احساس‌اش به رسمیت شناخت و با این حال به نوجوانی‌‌اش اعتماد کرد.

او بخشی از اعتماد به نفس نوجوانی خود را از سمت آن‌هایی می‌داند که حضورش را می‌دیدند و به رسمیت می‌شناختند:
پدرش که از او می‌خواست در مراسم‌های مهم خانوادگی صحبت کند و او هم با اشتیاق برای سخنرانی‌اش متن می‌نوشت. معلمی که در مدرسه از او و سایر بچه‌ها در تصمیمات‌اش مشورت می‌گرفت. مجله که در آن به عنوان خبرنگار افتخاری دیده می‌شد و مسئولیت داشت.

به عقیده او دوران نوجوانی شاید دوران رد و بدل کردن مسئولیت‌های کوچک باشد. دورانی که در آن باید والدین اعتماد کنند و بخشی از مسئولیت‌ها را به نوجوانان بسپارند.
و نوجوان‌ها هم بلوغ خودشان را با #مسئولیت_پذیری در کارهای شخصی و همکاری‌ها ابراز و  اعتمادسازی کنند.
ضلع سومی هم که به فضای این اعتمادسازی می‌تواند کمک کند، فضاهای فرهنگی و بسترهایی است که دغدغه‌ها و علایق نوجوانان در آن دیده، شنیده و به نحوی پاسخ داده می‌شوند.
به عقیده او بخش مهمی از این احساس نامرئی بودن برای نوجوانان علاوه بر نوع ارتباط بین بزرگسال و نوجوان مربوط به کمبود بسترها، رسانه‌ها و تولیدات فرهنگی برای قشر نوجوان در جامعه است.
باید جایی باشد برای بروز خلاقیت، شوق‌ و مرئی شدن،
برای کنار هم بودن‌‌ها‌ و برون‌ریزی شور نوجوانی.
فرصتی برای تمرین همفکری و مشارکت…
فرصتی برای ساختن، خراب کردن و از نو ساختن…
فرصتی برای سازِ سن و سال خود را بی‌ترس از قضاوت، نواختن…

آقای زین‌العابدین از اهمیت معاشرت با بزرگسالان موفقِ خوش‌حال به نوجوانان گفتند. آدم‌هایی که حال‌شان با کار و زندگی‌شان خوب است.
آدم‌هایی که از تلاشهایشان احساس رضایت‌ دارند.
آدم‌هایی که رویای خود را شناخته و برای رسیدن به آن جنگیده‌اند.

او از آنها خواست  یک‌ سنجهٔ درونی داشته باشند تا از ترسِ کوچک حساب شدن، خودشان را به زیادی بزرگ بودن نزنند، بلکه تلاش کنند سن و سال خود را بشناسند و همان را زندگی کنند.
چرا که نوجوانی مثل هر دوره‌ای در زندگی ویژه و بی‌تکرار است.
دورانی بی‌‌تکرار برای تجربه کردن، اشتباه کردن و بلند شدن، آرمانگرا بودن، کتاب‌خواندن،عاشقی کردن، خود را در گمگشتگی‌های درون یافتن.
و شاید ناب‌ترین زمان برای معنوی بودن و جاری شدن سادهٔ اشک برای یک شعر…

با توام/ای نور!/ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!/ای کبود ارغوانی!/ای بنفشابی!/با توام ای شور/ ای دلشوره‌ی شیرین!…

امیدواریم شنیدن این گپ آغاز راهی برای شنیده شدن نوجوانان باشد…
نامرئی شدگانی که ناگفته‌های درون دل‌شان بسیار است، شبیه شعر

صبا محمدی مطهری

نوزدهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

شهر باید به گونه‌ای باشد که اتفاق‌های درون‌اش، فضاهایش، رنگ‌هایش، و حتا امتدا خط افق‌اش به آرامش آدم کمک کند…:
مهمان ویژه گپ نوزدهم که در روز چهارشنبه 26 تیرماه برگزار شد، شهروندی بود که ردپای پرداختن به مسئولیت اجتماعی در دغدغه‌هایش، سبک کارآفرینی‌اش و فعالیت‌های اجتماعی‌اش به قدری پررنگ است که برای تلنگر این موضوع به ذهن‌هایمان از او کمک گرفتیم.

#ایزد_پلخوابی که از جوانی کار خود را به عنوان کارآفرین آغاز کرده، حالا بجز فراهم كردن كار براى حدود هفتاد نفر بطور مستقيم، با راه اندازى كارگاه هاى توليد خانگى در روستا براى حداقل صد خانوار روستايى بصورت فصلى شيوهٔ جديدى در رابطه با مشاغل خانگى بوجود آورده است..

ابتدای سخنان جناب پل‌خوابی رنگی از دلخوری داشت برای کرج به عنوان سومین کلانشهر که مسئولیت اجتماعی در آن، آن‌قدرها که لازم است پر رنگ نیست و این خود نشانه‌ای بود برای اینکه بدانیم پرداختن و فکر کردن به “مسئولیت اجتماعی” در سطح شهروندی موضوع مهمی است که باید هر کدام‌ ما به آن فکر و سهم خود را در آن پیدا کنیم…

او با اشاره به مهاجرنشین بودن شهر کرج این چند فرهنگی و عدم وجود تاریخ شهری را یکی از عواملی دانست که باعث عدم هم‌بستگی عمیق میان ساکنان شهر و درنتیجه کاهش دستاوردهای ناشی از مسئولیت اجتماعی شده است.
او از کم بودن فضاهای فرهنگی در شهر گفت، فضاها و رویدادهایی که آدمها را دور هم جمع کند تا این کنار هم بودن‌ها بتواند به افزایش همبستگی‌ کمک کند.
او به تمرکز شهرسازی بر مسائل عمرانی اشاره کرد، در حالیکه به عقیدهٔ او مقوله‌های فرهنگی و آموزشی می‌تواند به توانمند سازی و پویایی ساکنان یک شهر کمک کرده، حس همدلی و مشارکت را که به افزایش مسئولیت اجتماعی منجر می‌شود به جریان بیاندازد. و نگرش وفادارانه نسبت به شهر و سایر شهروندان را در افراد تقویت کند.

علاوه بر این او به اهمیت توجه به سبک معماری در بافت شهری و تاثیر ناخودآگاه آن در روحیه افراد اشاره کرد. به عقیده او طراحی فضای شهر باید به گونه‌ای باشد که بخش‌های مختلف‌اش حتا امتدا خط افق‌اش به آرامش آدم کمک کند.
از این رو خود نیز این روزها در فضای کاری‌‌اش به این موضوع توجه دارد:
با کارهایی همچون دقت در انتخاب رنگ‌ها، بازسازی فضا به سبک خانه‌های روستایی و حتا توجه به جزئیاتی مثل ساخت لانه‌هایی برای گنجشک‌ها که فضا را برای کارکنان و مشتریان خوشایند‌تر می‌کند…

در ادامه پرسش‌های آقای رحیمی، به سبک آموزش‌ها و توانمند‌سازی‌ کارکنان‌ و بانوان روستايى و تاثیر آن در کیفیت زندگی افراد دهستان‌های اطراف توسط ایشان اشاره شد.
همچنین فعالیت‌های دیگر در راستای بهبود وضعيت اجتماعى، شامل:
كمك به محيط زيست، بازسازى و خريد تجهيزات براى درمانگاه هاى ميانراهى، ساخت و تجهيز مدارس روستايى، راه اندازى مركز نگهدارى كودكان بى سرپرست، نگهدارى كودكان معلول ذهنى و…

در آخر برنامه هم آقای سفیدی بخش‌هایی از مصاحبه #نشریه_پل با آقای کریمی با موضوع #مسئولیت_پذیری را برایمان خواندند.
شماره پانزدهم پل در گپ بعدی در اختیار همراهان عزیزمان قرار می‌گیرد به این امید که توانسته باشیم از ابعاد دیگر هم این موضوع را بررسی کنیم.

گپ نوزدهم روایتی بود به این امید که هر کدام‌مان ببینیم برای بهبود وضعیت اجتماعی‌مان در خانواده، شهر و جامعه چه کرده‌ایم و اکنون چه کاری از دست‌مان ساخته است؟
آیا ما گلی هر چند کوچک برای نشاط و پویایی جایی که در آن زیست می‌کنیم کاشته‌‌ایم یا تنها با حسرت انتظار بهار را میکشیم؟

آری گاهی با یک گل هم هوا اندکی بهاری می‌شود اما بهار برای ماندگاری دنبال سهم تک تک آدمهایی می‌گردد که در یک خاک خانه دارند…:

صبا محمدی مطهری

تیرگان

جشن تیرگان (سیزدهم به تقویم زرتشتی، دهم تیر به تقویم خورشیدی) كه در ایران باستان روایتی نه روز و به روایت دیگری دو روز طول می‌کشیده، در كنار جشن‌های نوروز، سده و مهرگان، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده و باشکوه فراوان برگزار می‌شده است. در باورهای مردم ایران باستان دو روایت در مورد علت برگزاری جشن تیرگان وجود دارد: نخست اینكه به باور پیشینیان، در این روز «تیشتر» فرشته باران به نبرد با «اپوش» دیو خشكسالی می‌پردازد و با یاری اهورا سرانجام پیروز می‌شود و مردم سالگرد این پیروزی را هرساله جشن می‌گرفتند. باور دوم مربوط می‌شود به ماجرای آرش كمانگیر و پرتاب تیر او.جریان از این قرار است كه در نبرد میان افراسیاب پادشاه توران و منوچهر پادشاه ایران، كه سال‌ها به طول انجامیده بود، در تیرماه پادشاه ایران شكست می‌خورد و در نبرد سختی كه در مازندران درمی‌گیرد، دو سپاه تصمیم به صلح و سازش می‌گیرند و بنا را بر این می‌گذارند كه جهت مشخص شدن مرز میان دو كشور، تیری از جانب مازندران به سمت خراسان رها شود و محل فرود آمدن آن، محل مرز دو كشور را تعیین كند.

به فرمان سپندارمذ (ایزد بانوی زمین(، این تیر توسط آرش كمانگیر پهلوان نامدار ایرانی از بالای كوه دماوند پرتاب می‌شود و خود او بی‌جان روی زمین می‌افتد و تیر پرتاب شده پس از گذشت زمان در كناره رود جیحون فرود می‌آید و آنجا به‌عنوان مرز ایران و توران تعیین می‌شود. از آن پس به این مناسبت جشن باشكوهی برگزار می‌کردند. در برگزاری این جشن، آیین‌های مخصوصی نیز اجرا می‌شده كه از جمله آنها می‌توان به آب‌پاشی، فال كوزه، دستبند تیر و باد و خوردن میوه و گندم پخته اشاره كرد. این جشن به‌طور معمول در كنار آب‌ها برگزار می‌شد و آب‌پاشی و خیس كردن دیگران، یكی از مراسم رایج در آن بود. مردم در این جشن با پاشیدن آب به یكدیگر، آرزوی باران و دوری از خشكسالی می‌کنند.

این جشن به دلیل وجود این رسم با نام‌هایی چون «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سرشوران» نیز یاد شده است.

 آیین دیگری كه در این جشن اجرا می‌شد، فال كوزه بود. روز پیش از جشن برای برگزاری این آیین، دوشیزه‌ای انتخاب می‌شد كه كوزه سبزرنگ دهان‌گشادی را از آب چشمه پرکرده، دستمالی ابریشمی روی آن می‌انداختند و نزد كسانی می‌برد كه آرزو یا نیتی در دل خود داشتند. آنها نیز جسم كوچكی چون انگشتر، سكه، سنجاق و مانند آن در آن می‌انداختند و آن دختر درنهایت كوزه را زیر درختی همیشه سبز مانند سرو می‌برد و آنجا می‌گذاشت. سپس در روز جشن، كوزه را از زیر درخت به میان جمع آورده و سالخوردگان با صدای بلند شعرهایی را می‌خواندند. در پایان هر شعر، آن دختر یكی از آن اجسام را از كوزه درمی‌آورد و صاحب آن جسم متوجه می‌شد كه آن شعر مربوط به او و خواست و آرزوی او بوده است.

آیین دیگر، دستبند تیر و باد بوده كه در آن مردم در آغاز جشن، بعد از خوردن شیرینی، دستبندی كه تیر و باد نام داشت و از هفت طناب با هفت رنگ متفاوت بافته شده بود را به دست خود می‌بستند ونه روز بعد به جای بلندی می رفته و آن را به دست باد می‌سپردند و به همراه آن آرزوهای خویش را هم طلب می كردند. این كار به همراه خواندن اشعار خاصی انجام می‌گرفته است.

خوردن میوه و گندم پخته از دیگر رسم های این جشن است. این رسم كه ابوریحان بیرونی نیز آن را نقل كرده، به این صورت بوده كه جهت گرامیداشت خاطره رنج های منوچهر در جنگ با افراسیاب، مردم پوشاك كشاورزان و دهقانان را بر تن كرده و محصولات را به صورت ابتدایی آن، یعنی به صورت میوه و گندم پخته مصرف می‌كردند. اگرچه نمی‌توان نشانی از این جشن در كتاب‌های تاریخی و ادبی قرن هشتم به بعد پیدا كرد، اما این جشن هم اكنون نیز در میان بعضی مردمان برگزار می‌شود. از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد.

– مردم مازندران (مردم فیروزكوه، ساری، سنگسر و سوادكوه) كه این جشن را با نام تیرماه، سیزده شو برگزار می‌كنند.

– مردم فراهان، كه آن را روز اول تیر ماه برگزار می‌كنند.

– مردم كاریزات (بخشی در۱۲۰ کیلومتری یزد) كه آن را در روز اول تیرماه، با نام «آب، تیر، ماهی» برگزار می‌كنند.

–  ارامنه اصفهان و بعضی نقاط جهان، كه آن را روز سیزدهم ژانویه برگزار می‌كنند.

-زرتشتیان كرمان كه آن را با نام تیر و جشن و در دهه دوم تیرماه برگزار می‌كنند.

درين پيكار،

در اين كار،

دل خلقی است درمشتم،

اميد مردمی خاموش هم پشتم

كمان كهكشان در دست،

كمان داری كمان گيرم

شهاب تيزرو تيرم؛

ستيغ سربلند كوه مأوايم؛

به چشم آفتاب تازه رس جايم

مرا تير است آتش پر؛

مرا باد است فرمان بر

از منظومه آرش کمان گیر؛

سیاوش کسرایی

آنچه مسلم است این‌ كه اگر چه این جشن هم اكنون به طور عمومی در میان مردم ما برگزار نمی‌شود، اما همین برگزاری محدود، پس از گذشت سال ها، نشان از قدمت و اهمیت جشن در میان پیشینیان ما دارد و بر ماست كه اگر چه آن را برگزار نمی‌كنیم، یادش را به عنوان آیینی كهن گرامی داریم.

مأموریت ما

کانون با استفاده از شیوه های خلاقانه پژوهشی آموزشی اجرایی سعی در رشد فرهنگی اجتماعی شهروندان و خانواده های استان البرز دارد .

“ایجاد خانواده ای صلح طلب و شاد به وسعت یک شهر” ماموریت  ماست و سعی داریم با استفاده از ابزارهای گوناگون فرهنگی اجتماعی برای نیل به این چشم انداز گام برداریم.

کانون رشد خلاق چیست ؟

کانون رشد خلاق موسسه ای است مردم نهاد که درزمینه فرهنگ خانواده فعالیت میکند. این موسسه بصورت تخصصی و با استفاده از توان بالای کارشناسان مختلف از سال 1384 و با کسب مجوزاز فرمانداری کرج به شماره ثبت 1163کارخود را آغاز کرد و طولی نکشید که به یکی از تاثیر گذارترین موسسات فرهنگی، اجتماعی فعال در حوزه کودکان، نوجوانان و خانواده در استان البرز تبدیل شد. اکنون با گذشت بیش ازیک دهه از عمر این مجموعه اجرای انواع طرحهای اجرایی، پژوهشی و آموزشی در کارنامه فعالیت این مجموعه می درخشد.

هجدهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

#هجدهمین_گپ با حضور خانم دکتر #فاطمه_قاسم_زاده ، برگزار شد.
خانم دکتر قاسم زاده در مقدمه به پیمان نامه حقوق کودکان اشاره کردند و فرمودند رسیدگی به امور کودکان وظیفه دولت هاست ولی در دنیای کنونی سازمان های غیر‌دولتی به کمک دولت‌ها آمده اند و وارد دوره ی شبکه ها شده‌ایم به این معنی که سازمان های غیردولتی و انجمن‌ها همسو و با هدف مشترک شروع به فعالیت کرده و اینگونه کارآمدتر خواهند بود و از طرف دیگر تعامل شبکه با دولت و سازمان های دولتی نیز بهتر انجام می شود.
در رابطه با کودکان کار علیرغم وجود قوانین بین المللی سخت در عمل نمی‌توان با تمامی این پدیده شوم مبارزه کرد، شاید بهتر باشد اولویت را به کودکان کار خطرناک داد و دسته ای از این کودکان، کودکان زباله گرد هستند، چرا که زباله گردی از نظر بهداشتی، فیزیکی و روانی به هیچ وجه برای کودکان مناسب نیست. در ادامه فرموند علت اصلی کار کودکان فقر است، هدف اصلی باید کاهش کار کودک باشد به این منظور یکی از پروژه های شبکه یاری کودکان اینست که به بررسی خانواده ی کودکان کار می پردازد تا نیاز اقتصادی آن خانواده را برای کار کودک شناسایی کنند و آن نیاز را برطرف کنند البته نه بصورت نقدی.
شبکه یاری کودکان پروژه ای به نام ایستگاه های مهر ارائه کرده که در ایستگاه ها با حضور یک مددکار یا روانشناس، کودکانی که هنوز توسط مؤسسات و انجمن ها جذب نشده‌اند از این طریق شناسایی شوند و برای آموزش و حمایت وارد انجمن ها و مؤسسات شوند.
این گپ مهمان ویژه ای هم داشت جناب آقای حاجعلی «معاونت پیشگیری از جرم دادگستری استان البرز»بودند، که در مورد این موضوع با خانم دکتر وارد گفتگو شدند.
آقای حاجعلی مسئله غیر تابعه بودن کودکان کار را مطرح کردند که خانم قاسم زاده فرمودند قبل ورود اتباع غیرقانونی باید از ورودشان جلوگیری کرد و در صورت ورود و حضور انها در کشور وظیفه ی ما حمایت و یاری از آنهاست.
و درابطه با مؤسساتی که فقط برای سودجویی وارد این حوزه شدند، فرمودند که انجمن هاو مؤسسات باید بطور شفاف و دقیق گزارش مالی خود را ارائه دهند.
در این گپ اتفاق ویژه ای نیز رخ داد و آن حضور انجمن و مؤسسات دیگر و تشکیل حلقه های گفتگو بود که با استقبال خوب حضار و مهمانان و همچنین خانم دکتر قاسم زاده روبرو شد.

لیلا علیزاده

 

گالری

راوی هجدهمین رویداد گپ فاطمه قاسم زاده

دکتر فاطمه قاسم زاده
فعال در حوزه کودکان کار

عضویت وفعالیت در سازمانهای غیر دولتی زیر:
– عضو هیات مدیره انجمن پژوهشهای آموزش پویا
– عضو پیوسته شورای کتاب کودک
– عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان
– مشاور موسسه مادران امروز
– مسئول گروه هم آهنگی شبکه یاری کودکان کار وخیابان
– عضویت در انجمن های علمی:
– عضو پیوسته انجمن روان شناسی ایران
– عضو پیوسته انجمن مشاوره ایران
– عضویت درکمیسیون های تخصصی:
– عضو کمیته پیشگیری وکاهش کودک آزاری
(وزارت بهداشت)
– عضو کمیسیون برنامه ریزی وتالیف کتابهای درسی رشته کودکیاری(دفتر برنامه ریزی وتالیف درسی-وزارت آموزش وپرورش)
– همکاری با یونیسف در اجرای طرح های وبرنامه های متعدد در ارتباط با کودکان ونوجوانان

-کارشناس ارشد روانشناسی
( دانشگاه تهران)
-کارشناس ارشد مشاوره (دانشگاه تربیت معلم تهران)
-دکترای روانشناسی
(دانشگاه پاریس)

همه روزهای سال در کنار کودکان کار #همه365روز