بیست و یکمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

#فرحناز_عطاریان
عضو فعال شورای کودک
عضو بخش کودک موزه صلح
عضو دبیرخانه ایرانی شهرداران صلح
دبیر سابق شورای ترویج فرهنگ صلح

-مترجم کتاب‌های کودک و نوجوان 

و …

نوشتن کتابی درباره‌ی سردشت، مسیر ورود خانم عطاریان در حوزه‌ی صلح بود. تجربه‌ی ایشان و دیگر اعضای بخش کودک موزه صلح در شهر سردشت (به عنوان اولین منطقه غیرنظامی که مورد اصابت بمب شیمیایی در زمان جنگ تحمیلی قرار گرفته است) و نگاه مثبت کودکان امروز به شهرشان، شروع پروژه‌ای مهم در ایران است که امیدوارند در ادامه آن بتوانند با دستیابی به نتایجی ارزشمند، قدمی مثبت در راه صلح، مسئولیت‌پذیری و شادی کودکان کشورمان بردارند.

خانم عطاریان در رابطه با معنی و مفهوم صلح گفتند:

صلح همان آرامش است ولی معنای بنیادی آن صلح درون است که تعابیر متعددی دارد و در واقع یک فرآیند است.

صلح درون سه ساحت دارد:

احساسات- خواسته‌ها-باورها

صلح برون دو ساحت دارد:

کردار-گفتار

اگر به جای تفاوت‌ها، به نقاط مشترک پرداخته شود انسان‌ها می‌توانند یکدیگر را بپذیرند و ارتباط صلح آمیز را تجربه کنند. راه صلح بیرونی از کانال صلح درونی می‌گذرد. مصداق این ضرب‌المثل که میگوید: از کوزه همان تراود که در درون اوست.

یعنی آن چیزی را که باور داریم عمل می‌کنیم. صلح درون کانال رسیدن به صلح بیرون است. اگر آن استحکام شخصیتی رو نداشته باشیم قطعاً نمی‌توانیم در فضای بیرون از خودمان آن صلح را بسازیم، عمل کنیم یا طرفدارش باشیم. بنابرین راه رسیدن به صلح بیرونی از خود ما شروع میشود. باید خودمان یکپارچه باشیم تا بتوانیم به دیگران انتقال بدهیم و به‌نظر من هر عمل خوبی یک عمل صلح آمیز است.

با توجه به شرایط کنونی مردم ژاپن که چقدر برای محیط زیست فعالیت می‌کنند، هفتاد سال بطور عریان در مورد آن بمباران صحبت می‌کنند ولی آیا ما هم می‌توانیم؟ تا حالا به نتیجه متقنی نرسیدیم چون تازه پژوهش‌مان را شروع کردیم. من خودم شخصاً فکر می‌کنم که منطقه، پیشینه، تاریخ، ژن واقعا روی همه چیز تأثیر دارد و شاید روی بچه‌های ما جواب ندهد و باز تولید خشونت می‌کند که یک مقوله‌ای است که نمی‌توانیم حذف‌اش کنیم.

در انتها به معرفی فصلنامه‌ی «وَصلح»؛ فصلنامه‌ی تخصصی شورای گسترش فرهنگ صلح برای کودکان به عنوان مجموعه‌ای از مقالات ارزشمند پرداخته شد و خانم عطاریان نوید پخش و توزیع سومین شماره فصلنامه را که در مهر ماه با موضوع «صلح و محیط زیست» منتشر خواهد شد را به ما دادند.

بیستمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

گزارش گپ بیستم با موضوع نوجوانان

بعضی‌ها معتقدند بعضی از روزهای جهانی برخلاف ظاهرشان خوش‌حال کننده نیستند. گویی این روزها دارند قشر در اقلیتی از جامعه را با انگشت نشان می‌دهند. همان دسته‌ای که در روزهای دیگر کمتر به رسمیت شناخته می‌شوند. مثل روز جهانی معلولین، روزجهانی چپ دست‌ها و این آخری روز جهانی #نوجوانان(بخوانید نامرئی‌ها)

چهارشنبه 23 مرداد برای ما از آن روزهای متفاوت شد. شاید به بهانه روز جهانی‌‌ نوجوان که دو روز قبل بود و شاید هم کمی بیشتر. تقریبا یک‌سالی می‌شود که کارگروه نوجوانان بار دیگر به طور رسمی در کانون برقرار شده، کارگروهی که اعضایش اسم خودشان را نامرئی‌ها گذاشته‌اند.
نوجوانانی که حالا بعد از یکسال مرئی‌ترین میزبان گپ بیستم شده‌بودند.
میزبان برای شنیدن سخنان مهمان ویژه‌ای که از روزگار نوجوانی خودش تا همین حالا که به روزگار نوجوانی فرزندش نزدیک می‌شود، هوای این دوران را عمیق و مکرر نفس کشیده است.

علی‌اکبر زین‌العابدین در ابتدا ما را با خاطرات شیرین نوجوانی‌اش همراه کرد:
روزگاری آشنایی با آدم‌های مهم زندگی‌اش در مدرسه، روزگار دویدن تا دفتر مجله سروش نوجوان، روزگار پیدا کردن علاقه عمیق‌اش به علوم انسانی لابه‌لای یک کتاب قطور روانشناسی.
جسارت‌اش برای جدی گرفتن صدای قلب‌اش و شروع مسیری که او را به امروز رسانده…

روزگار پیدا کردن دانهٔ یک آرمان و کاشتن‌اش در خاک حاصل‌خیز نوجوانی. دانه‌ای که به عقیده او یافتن و کاشتن‌اش برای یک نوجوان، نه دست تنها میسر خواهد بود، نه دست بسته. برای همین او معتقد است باید روشنایی درون قلب‌ و ذهن‌ نوجوان را باور کرد تا او هم بتوانند هویت خودش را بسازد و باور کند.
باید همراهی را آموخت و هم‌دست نوجوان شد در ساختن روزگار دلشوره‌های شیرین‌ و غم‌های شاد…

او نوجوان را موجودی داند که بنا به طبیعت‌‌اش نمی‌توان از او توقع ثبات داشت.
بایستی دم‌دمی‌مزاج بودن‌های گاه و بی‌گاه را در رفتار و احساس‌اش به رسمیت شناخت و با این حال به نوجوانی‌‌اش اعتماد کرد.

او بخشی از اعتماد به نفس نوجوانی خود را از سمت آن‌هایی می‌داند که حضورش را می‌دیدند و به رسمیت می‌شناختند:
پدرش که از او می‌خواست در مراسم‌های مهم خانوادگی صحبت کند و او هم با اشتیاق برای سخنرانی‌اش متن می‌نوشت. معلمی که در مدرسه از او و سایر بچه‌ها در تصمیمات‌اش مشورت می‌گرفت. مجله که در آن به عنوان خبرنگار افتخاری دیده می‌شد و مسئولیت داشت.

به عقیده او دوران نوجوانی شاید دوران رد و بدل کردن مسئولیت‌های کوچک باشد. دورانی که در آن باید والدین اعتماد کنند و بخشی از مسئولیت‌ها را به نوجوانان بسپارند.
و نوجوان‌ها هم بلوغ خودشان را با #مسئولیت_پذیری در کارهای شخصی و همکاری‌ها ابراز و  اعتمادسازی کنند.
ضلع سومی هم که به فضای این اعتمادسازی می‌تواند کمک کند، فضاهای فرهنگی و بسترهایی است که دغدغه‌ها و علایق نوجوانان در آن دیده، شنیده و به نحوی پاسخ داده می‌شوند.
به عقیده او بخش مهمی از این احساس نامرئی بودن برای نوجوانان علاوه بر نوع ارتباط بین بزرگسال و نوجوان مربوط به کمبود بسترها، رسانه‌ها و تولیدات فرهنگی برای قشر نوجوان در جامعه است.
باید جایی باشد برای بروز خلاقیت، شوق‌ و مرئی شدن،
برای کنار هم بودن‌‌ها‌ و برون‌ریزی شور نوجوانی.
فرصتی برای تمرین همفکری و مشارکت…
فرصتی برای ساختن، خراب کردن و از نو ساختن…
فرصتی برای سازِ سن و سال خود را بی‌ترس از قضاوت، نواختن…

آقای زین‌العابدین از اهمیت معاشرت با بزرگسالان موفقِ خوش‌حال به نوجوانان گفتند. آدم‌هایی که حال‌شان با کار و زندگی‌شان خوب است.
آدم‌هایی که از تلاشهایشان احساس رضایت‌ دارند.
آدم‌هایی که رویای خود را شناخته و برای رسیدن به آن جنگیده‌اند.

او از آنها خواست  یک‌ سنجهٔ درونی داشته باشند تا از ترسِ کوچک حساب شدن، خودشان را به زیادی بزرگ بودن نزنند، بلکه تلاش کنند سن و سال خود را بشناسند و همان را زندگی کنند.
چرا که نوجوانی مثل هر دوره‌ای در زندگی ویژه و بی‌تکرار است.
دورانی بی‌‌تکرار برای تجربه کردن، اشتباه کردن و بلند شدن، آرمانگرا بودن، کتاب‌خواندن،عاشقی کردن، خود را در گمگشتگی‌های درون یافتن.
و شاید ناب‌ترین زمان برای معنوی بودن و جاری شدن سادهٔ اشک برای یک شعر…

با توام/ای نور!/ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!/ای کبود ارغوانی!/ای بنفشابی!/با توام ای شور/ ای دلشوره‌ی شیرین!…

امیدواریم شنیدن این گپ آغاز راهی برای شنیده شدن نوجوانان باشد…
نامرئی شدگانی که ناگفته‌های درون دل‌شان بسیار است، شبیه شعر

صبا محمدی مطهری

نوزدهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

شهر باید به گونه‌ای باشد که اتفاق‌های درون‌اش، فضاهایش، رنگ‌هایش، و حتا امتدا خط افق‌اش به آرامش آدم کمک کند…:
مهمان ویژه گپ نوزدهم که در روز چهارشنبه 26 تیرماه برگزار شد، شهروندی بود که ردپای پرداختن به مسئولیت اجتماعی در دغدغه‌هایش، سبک کارآفرینی‌اش و فعالیت‌های اجتماعی‌اش به قدری پررنگ است که برای تلنگر این موضوع به ذهن‌هایمان از او کمک گرفتیم.

#ایزد_پلخوابی که از جوانی کار خود را به عنوان کارآفرین آغاز کرده، حالا بجز فراهم كردن كار براى حدود هفتاد نفر بطور مستقيم، با راه اندازى كارگاه هاى توليد خانگى در روستا براى حداقل صد خانوار روستايى بصورت فصلى شيوهٔ جديدى در رابطه با مشاغل خانگى بوجود آورده است..

ابتدای سخنان جناب پل‌خوابی رنگی از دلخوری داشت برای کرج به عنوان سومین کلانشهر که مسئولیت اجتماعی در آن، آن‌قدرها که لازم است پر رنگ نیست و این خود نشانه‌ای بود برای اینکه بدانیم پرداختن و فکر کردن به “مسئولیت اجتماعی” در سطح شهروندی موضوع مهمی است که باید هر کدام‌ ما به آن فکر و سهم خود را در آن پیدا کنیم…

او با اشاره به مهاجرنشین بودن شهر کرج این چند فرهنگی و عدم وجود تاریخ شهری را یکی از عواملی دانست که باعث عدم هم‌بستگی عمیق میان ساکنان شهر و درنتیجه کاهش دستاوردهای ناشی از مسئولیت اجتماعی شده است.
او از کم بودن فضاهای فرهنگی در شهر گفت، فضاها و رویدادهایی که آدمها را دور هم جمع کند تا این کنار هم بودن‌ها بتواند به افزایش همبستگی‌ کمک کند.
او به تمرکز شهرسازی بر مسائل عمرانی اشاره کرد، در حالیکه به عقیدهٔ او مقوله‌های فرهنگی و آموزشی می‌تواند به توانمند سازی و پویایی ساکنان یک شهر کمک کرده، حس همدلی و مشارکت را که به افزایش مسئولیت اجتماعی منجر می‌شود به جریان بیاندازد. و نگرش وفادارانه نسبت به شهر و سایر شهروندان را در افراد تقویت کند.

علاوه بر این او به اهمیت توجه به سبک معماری در بافت شهری و تاثیر ناخودآگاه آن در روحیه افراد اشاره کرد. به عقیده او طراحی فضای شهر باید به گونه‌ای باشد که بخش‌های مختلف‌اش حتا امتدا خط افق‌اش به آرامش آدم کمک کند.
از این رو خود نیز این روزها در فضای کاری‌‌اش به این موضوع توجه دارد:
با کارهایی همچون دقت در انتخاب رنگ‌ها، بازسازی فضا به سبک خانه‌های روستایی و حتا توجه به جزئیاتی مثل ساخت لانه‌هایی برای گنجشک‌ها که فضا را برای کارکنان و مشتریان خوشایند‌تر می‌کند…

در ادامه پرسش‌های آقای رحیمی، به سبک آموزش‌ها و توانمند‌سازی‌ کارکنان‌ و بانوان روستايى و تاثیر آن در کیفیت زندگی افراد دهستان‌های اطراف توسط ایشان اشاره شد.
همچنین فعالیت‌های دیگر در راستای بهبود وضعيت اجتماعى، شامل:
كمك به محيط زيست، بازسازى و خريد تجهيزات براى درمانگاه هاى ميانراهى، ساخت و تجهيز مدارس روستايى، راه اندازى مركز نگهدارى كودكان بى سرپرست، نگهدارى كودكان معلول ذهنى و…

در آخر برنامه هم آقای سفیدی بخش‌هایی از مصاحبه #نشریه_پل با آقای کریمی با موضوع #مسئولیت_پذیری را برایمان خواندند.
شماره پانزدهم پل در گپ بعدی در اختیار همراهان عزیزمان قرار می‌گیرد به این امید که توانسته باشیم از ابعاد دیگر هم این موضوع را بررسی کنیم.

گپ نوزدهم روایتی بود به این امید که هر کدام‌مان ببینیم برای بهبود وضعیت اجتماعی‌مان در خانواده، شهر و جامعه چه کرده‌ایم و اکنون چه کاری از دست‌مان ساخته است؟
آیا ما گلی هر چند کوچک برای نشاط و پویایی جایی که در آن زیست می‌کنیم کاشته‌‌ایم یا تنها با حسرت انتظار بهار را میکشیم؟

آری گاهی با یک گل هم هوا اندکی بهاری می‌شود اما بهار برای ماندگاری دنبال سهم تک تک آدمهایی می‌گردد که در یک خاک خانه دارند…:

صبا محمدی مطهری

هجدهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

#هجدهمین_گپ با حضور خانم دکتر #فاطمه_قاسم_زاده ، برگزار شد.
خانم دکتر قاسم زاده در مقدمه به پیمان نامه حقوق کودکان اشاره کردند و فرمودند رسیدگی به امور کودکان وظیفه دولت هاست ولی در دنیای کنونی سازمان های غیر‌دولتی به کمک دولت‌ها آمده اند و وارد دوره ی شبکه ها شده‌ایم به این معنی که سازمان های غیردولتی و انجمن‌ها همسو و با هدف مشترک شروع به فعالیت کرده و اینگونه کارآمدتر خواهند بود و از طرف دیگر تعامل شبکه با دولت و سازمان های دولتی نیز بهتر انجام می شود.
در رابطه با کودکان کار علیرغم وجود قوانین بین المللی سخت در عمل نمی‌توان با تمامی این پدیده شوم مبارزه کرد، شاید بهتر باشد اولویت را به کودکان کار خطرناک داد و دسته ای از این کودکان، کودکان زباله گرد هستند، چرا که زباله گردی از نظر بهداشتی، فیزیکی و روانی به هیچ وجه برای کودکان مناسب نیست. در ادامه فرموند علت اصلی کار کودکان فقر است، هدف اصلی باید کاهش کار کودک باشد به این منظور یکی از پروژه های شبکه یاری کودکان اینست که به بررسی خانواده ی کودکان کار می پردازد تا نیاز اقتصادی آن خانواده را برای کار کودک شناسایی کنند و آن نیاز را برطرف کنند البته نه بصورت نقدی.
شبکه یاری کودکان پروژه ای به نام ایستگاه های مهر ارائه کرده که در ایستگاه ها با حضور یک مددکار یا روانشناس، کودکانی که هنوز توسط مؤسسات و انجمن ها جذب نشده‌اند از این طریق شناسایی شوند و برای آموزش و حمایت وارد انجمن ها و مؤسسات شوند.
این گپ مهمان ویژه ای هم داشت جناب آقای حاجعلی «معاونت پیشگیری از جرم دادگستری استان البرز»بودند، که در مورد این موضوع با خانم دکتر وارد گفتگو شدند.
آقای حاجعلی مسئله غیر تابعه بودن کودکان کار را مطرح کردند که خانم قاسم زاده فرمودند قبل ورود اتباع غیرقانونی باید از ورودشان جلوگیری کرد و در صورت ورود و حضور انها در کشور وظیفه ی ما حمایت و یاری از آنهاست.
و درابطه با مؤسساتی که فقط برای سودجویی وارد این حوزه شدند، فرمودند که انجمن هاو مؤسسات باید بطور شفاف و دقیق گزارش مالی خود را ارائه دهند.
در این گپ اتفاق ویژه ای نیز رخ داد و آن حضور انجمن و مؤسسات دیگر و تشکیل حلقه های گفتگو بود که با استقبال خوب حضار و مهمانان و همچنین خانم دکتر قاسم زاده روبرو شد.

لیلا علیزاده

 

گالری

راوی هجدهمین رویداد گپ فاطمه قاسم زاده

دکتر فاطمه قاسم زاده
فعال در حوزه کودکان کار

عضویت وفعالیت در سازمانهای غیر دولتی زیر:
– عضو هیات مدیره انجمن پژوهشهای آموزش پویا
– عضو پیوسته شورای کتاب کودک
– عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان
– مشاور موسسه مادران امروز
– مسئول گروه هم آهنگی شبکه یاری کودکان کار وخیابان
– عضویت در انجمن های علمی:
– عضو پیوسته انجمن روان شناسی ایران
– عضو پیوسته انجمن مشاوره ایران
– عضویت درکمیسیون های تخصصی:
– عضو کمیته پیشگیری وکاهش کودک آزاری
(وزارت بهداشت)
– عضو کمیسیون برنامه ریزی وتالیف کتابهای درسی رشته کودکیاری(دفتر برنامه ریزی وتالیف درسی-وزارت آموزش وپرورش)
– همکاری با یونیسف در اجرای طرح های وبرنامه های متعدد در ارتباط با کودکان ونوجوانان

-کارشناس ارشد روانشناسی
( دانشگاه تهران)
-کارشناس ارشد مشاوره (دانشگاه تربیت معلم تهران)
-دکترای روانشناسی
(دانشگاه پاریس)

همه روزهای سال در کنار کودکان کار #همه365روز

12 ژوئـن روز جهانی منع کار کودکان

در هجدهمین رویداد فرهنگی – اجتماعی گپ و هم زمان با نزدیک شدن به روز جهانی منع کار کودکان در گپ خرداد ماه همراهیم با روایت سرکار خانم دکتر فاطمه قاسم‌زاده رییس هیات مدیره شبکه یاری و از استادان برجسته و صاحب نظران فعال درحوزه کار کودکان درایران. #همه 365 روز

دلیل نامگذاری: جلب توجه فعالان اجتماعی ، کارفرمایان ، دولت ها و جامعه مدنی نسبت به معضل کار کودکان و ضرورت انجام اقدامات بنیادین برای کاهش این پدیده بوده است. #همه 365 روز

با توجه به اینکه شهر کرج از جمله شهرهایست که دارای بالاترین آمار وجود کودکان کار وخیابان است ضرورت انجام فعالیت های مشترک مابین نهاد های اجتماعی، شهروندان و سازمان های مرتبط امری ضروری است. #همه 365 روز