هفدهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ با حضور پندار خمارلو و علیرضا میرفخرایی

25 ارديبهشت 98 همزمان با روز جهاني خانواده پاي صحبت‌هاي و خاطرات بانو پندار خمارلو و آقاي عليرضا ميرفخرايي نشستيم تا براي ما ازحال و هواي زيستن در خانه‌ و خانواده‌اي بگويند که بانو ميرهادي مادرش بود.

مادري که مادر بودن‌اش به خانه خلاصه نمي‌شد.
چرا که مادري جان بخشيدن است و بانو ميرهادي استاد جان بخشيدن به باورها و اراده‌ها بود.
استاد به حرکت در آوردن و همراه کردن آدمها.

گويي اين توانمندي از سمت باور مادر مجسمه‌سازشان که گفته بودند، من مجسمه سازي را کنار گذاشتم براي آنکه انسان ساختن به مراتب دشوار تر و مهم‌تر از شکل دادن به سنگ و خاک است، مي‌آمد.

بانو ميرهادي با اراده‌‌اي که از پدر سراغ داشت و هنر آفرينش مادر؛ مادرانگي‌اش را به بيرون از ديوارهاي خانه بسط داد تا جايي که تاثير آن به تمام کودکان مدرسه فرهاد رسيد و بعدها با بسته شدن آن مدرسه نه تنها متوقف نشد که فراتر رفت.
چرا که اندکي بعد شوراي کتاب کودک چون مامني امن براي خيال تمام کودکان سرزمين‌ پايه گذاري شد تا انديشه کودکان يک سرزمين در بستر بکر کتاب‌ها پرواز کند. خانه‌اي با پنجره‌هايي از جنس واژه‌ها و سقفي به بلنداي خيالات کودکانه که درب آن به روي هرکس که دغدغه‌اي مشترک براي ارتقا ادبيات کودکان داشت گشوده شد.
و بعدها فرهنگ‌نامه هم، چون فرزندي از دل باور و مهر او به تمام کودکان زاده شد.
حالا شورا و فرهنگ‌نامه يک خانواده‌اند.

خانواده‌اي که بانو خمارلو آن‌ را ميراث ارزشمند مادر مي‌داند. ميراثي که هيچ‌‌گاه قرار نبود مادي باشد چرا که پندار خمارلو به عنوان شاگردي ميان شاگردان مدرسه فرهاد آموخته بود. بايد خودش گليم خود را از آب ببرون بکشد. اينگونه شورا و فرهنگ‌نامه ميراثي جان‌دار شدند که نه فقط براي اهالي خانه بلکه براي اهالي يک سرزمين و تمام هم‌زبان‌اش به يادگار ماند.

بانو ميرهادي حرف‌هاي ناخوانده بسياري دارند که حالا خانواده گراميشان در صدد ويرايش و انتشار تدريجي آنها هستند اما آنچه افکارش را آويزه‌ي قلب همراهانش کرد. جنس آينه‌گونگي رفتارش بود. اينکه انديشه‌هايش را مي‌توانستي از سبک انتخاب‌ها و مدل بودن‌اش از بر شوي.

به قول دامادشان بزرگترين مشخصه بانو ميرهادي قدرت همراه کردن آدمها بود با صداقتي از جنس آينه و صلابتي به سان سروهاي راست قامت شيراز که هرکس را در اتمسفر حضورش به محکم بودن و حرکت در مسير ارزش‌ آفريني وا مي‌داشت….

حالا ما مانده‌ايم و ميراث توران ميرهادي که همچنان در قلب و باوريمان ادامه دار است.
ما مانده‌ايم و ميدان الهام گرفتن از انديشه و اعمال بانويي که گرچه مي‌توانست زبان مادري‌اش را خيلي هم فارسي حساب نکند. اما از زماني که خود را به عنوان يک ايراني شناخت، قلب‌اش براي هم‌زبانانش گرم و مهربان تا آخرين نفس تپيد….

بانو ميرهادي به ما آموخت که خانه تنها به سقف و آجر و ديوار نيست بلکه هرجاي‌است که با عشق، امنيت، صميميت و صداقت احاطه شده باشد
و خانواده تنها به هم خون بودن خلاصه شدني نيست بلکه شامل هر گروهي‌ است که براي خلق ارزشي کنار هم جمع مي‌شوند…

ما هم به سبک و سياق بانو ميرهادي به ادامه دادن راه‌اش اميدوار مي‌مانيم و خدا را شکر مي‌گوييم که يکي از اعضاي خانواده‌اي هستيم که بانو ميرهادي مادر هميشه بيدار آن است.
” خانواده‌اي براي بهتر ساختن هر روزه? دنياي زيباي کودکانه‌ها”
به قلم #صبا_محمدي

 

علی صداقتی خیاط (عمو خیاط) در یازدهمین رویداد گپ

عمو خیاط

علی صداقتی خیاط (عمو خیاط)

عمو خیاط

علی صداقتی خیاط ملقب به «عمو خیاط» متولد ۱۳۲۵ در مشهد، نویسنده، فعال حقوق کودک و جامعه شناس ایرانی است. او سال‌های زیادی را صرف سوادآموزی به کودکان کار و خیابان و بازمانده از تحصیل نموده و مبتکر یک شیوه آموزشی جدید (به نام هنر خواندن و نوشتن) برای سوادآموزی به کودکان و بزرگسالان بازمانده از تحصیل است.

زندگی‌نامه
وی دوران تحصیلات مقدماتی خود را در مشهد گذراند، و در رشته‌های جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی در پاریس ادامه تحصیل داد. در سال ۱۳۵۵ ازدواج کرده و سال ۱۳۵۶ به ایران بازگشت.

فعالیتهای علی صداقتی خیاط (عمو خیاط)

در سال ۱۳۷۶ در کمتر از شش ماه سه زلزله مخرب بجنورد، سرعین اردبیل و اسفدان قاین لرزاند، علی صداقتی خیاط (عمو خیاط) در قامت یک جامعه شناس به بررسی پیامدهای روانی_اجتماعی زلزله پرداخت و سلسله مقالاتی را تحت عنوان «جامعه شناسی زلزله» به رشته تحریر در آورد که یکی از آنها در تابستان ۱۳۸۱ و در فصلنامه «رفاه اجتماعی» به چاپ رسید.

در سال ۱۳۸۰ با کودکان کار و خیابان آشنا شد و طی بررسی رفتارها و شرایط زندگی آنان طرح «اتاق امن ذهن» را مطرح کرد، اتاق امنی که وی معتقد بود این کودکان از آن بی‌بهره‌اند. بنابریان تصمیم گرفت به آنان برای دستیابی به یک «اتاق امن ذهن» کمک کند. (علی صداقتی خیاط در فیلم مستند “اتاق امن” – ساخته ارسلان امیری و آیدا پناهنده در سال ۱۳۸۹- که راجع به کودکان کار و فعالیت‌های وی ساخته شده، در رابطه با طرح اتاق خلوت و امن ذهنی توضیحات کاملی را ارائه می‌دهد) او درروزهای جمعه در دروازه غار با همکاری انجمن حمایت از حقوق کودکان کلاس‌های خلاقیت برگزار کرد. در همین کلاس‌ها بود که کودکان و داوطلبان وی را “عمو خیاط” نامیدند.

در سال ۱۳۸۱ کلاسهای خلاقیت را در خانه کودک شوش و ناصر خسرو نیز تشکیل داد. همچنین در سال ۱۳۸۲ در خانه کودک پامنار؛ کانون فرهنگی_حمایتی کودکان کار و در سال ۱۳۸۳ در خانه کودک پاسگاه نعمت آباد؛ جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، کلاس‌های خلاقیت را برپا نمود.

در سال ۱۳۸۴ نخستین بخش از نوشته‌های کودکان کار و خیابان – که در همان کلاس‌های خلاقیت و توسط خود کودکان به رشته تحریردر آمده بود- را تدوین و تحت عنوان «برج غار» توسط نشر قصه منتشر کرد. همچنین در همین سال کلاس‌های خلاقیت خود را در بنیاد امید مهر تشکیل داد.

در سال ۱۳۸۵ علی صداقتی خیاط (عمو خیاط) دومین بخش از نوشته‌های کودکان کار و خیابان را تحت عنوان «غار تار» و در سال ۱۳۸۶ سومین بخش از همین نوشته‌ها را با نام «ترس غار» توسط انتشارات ناهید منتشر کرد. همچنین بخش اول از رمان خاکستر را در سومین گاه نامه کانون نویسندگان ایران منتشر کرد.

در سال ۱۳۸۷ چهارمین بخش از نوشته‌های کودکان کار و خیابان را با عنوان «زیرگذر» توسط انتشارات ناهید به چاپ رساند.

. علی صداقتی خیاط (عمو خیاط) دوران تحصیلات مقدماتی خود را در مشهد گذراند، و در رشته‌های جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی در پاریس ادامه تحصیل داد. در سال ۱۳۸۰ با کودکان کار و خیابان آشنا شد و طی بررسی رفتارها و شرایط زندگی آنان طرح «اتاق امن ذهن» را مطرح کرد، اتاق امنی که وی معتقد بود این کودکان از آن بی‌ بهره‌اند. بنابریان تصمیم گرفت به آنان برای دستیابی به یک «اتاق امن ذهن» کمک کند. او در روزهای جمعه در دروازه غار با همکاری انجمن حمایت از حقوق کودکان کلاس‌های خلاقیت برگزار کرد. در همین کلاس‌ها بود که کودکان و داوطلبان وی را “عمو خیاط” نامیدند. در سال ۱۳۸۸ چند تن از شرکت کنندگان ۱۴ تا ۲۲ ساله در کلاسهای خلاقیت وی اعلام کردند حاضر به نوشتن داستان نیستند و می خواهند داستان‌هایشان را به صورت شفاهی بیان کنند. این گروه از شرکت کنندگان کسانی بودند که در مقطع اول تا چهارم دبستان ترک تحصیل کرده و برای کمک به مخارج خانواده مشغول کار شده بودند. بنابراین علی صداقتی خیاط (عمو خیاط) به بررسی عوامل تشدید کننده‌ی بیسوادی در این افراد پرداخت و کلاس‌های سوادآموزی را برای این دسته از کودکان و نوجوانان دایر نمود. او با بررسی، تحقیق و نیز تجربیاتی که در این زمینه کسب کرده بود، روش نوین هنر خواندن و نوشتن در سی جلسه (۱۵ روزه) را طراحی نمود و آن را در سال ۱۳۹۰ منتشر کرد. وی این شیوه را در جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، شهرک امید، کانون اصلاح و تربیت و… اجرا کرد و بیسوادان بسیاری را از موهبت خواندن و نوشتن برخوردار نمود. با پیگیری و تشویق عمو خیاط بسیاری از این کودکان و نوجوانان به کمک داوطلبان دیگر، دوره‌ی راهنمایی و تعدادی نیز دوران دبیرستان را در کمتر از دو سال به پایان رساندند.

Biography

Ali Sedaghatikhayat which was called Uncle tailor ( the meaning of his family name is tailor) was born in 1946. He is an author, an Iranian sociologist and activist for children’s rights. He spent many years to teach literacy to children who were deprived of education. He invented a new method (named the art of reading and writing) to teach literacy to children and adults who were deprived of education. He received his early education in Mashhad and wenton to pursue studiesinSociology and Political Economy in Paris. He married in 1976 and in 1977 he returned to Iran.

Activities

In 1992 he wrote his first novel ‘ GOORGAH’ and in 1995 his second book ‘ Hakim Ayaz’ was published. After obtainingpermission,the book was published under the name of ‘ MahSavar’in 1999.

In 1997, in less than six months, three devastating earthquakes destroyed three cities of Bojnourd, Ardabil and Gha’en.

In the first days after the earthquake, Khayat quickly drove to ‘Sare’ein’ , ‘Haji abad’ and ‘Firoozan’ to help earthquake victims. In 2002, after helping earthquake victims in ‘Avaj’ ,he helped build a school for girls who were deprived of education in ‘Hesar’ village.After that, as a sociologist, he examined the psycho-social consequences of the earthquake and wrote a series of articles entitled “An Introduction to EarthquakeSociology”. In summer 2002, one of the articles was published in ‘Social Welfare’ journal.

In 2001 he met the needy ( street) children. After studying their living conditions and behavior he introduced his ‘ safe room of the mind ‘ program. This was something that he thought the children were deprived of it. So he decided to help needy childrento achieve a “safe room of the mind” .

Ali Sedaghatikhayat Provides a comprehensive description of ‘ safe room of the mind’ in the movie “safe room “. The theme of the movie is about needy ( street) children and it was made by Aida Panahande&ArsalanAmiri in 2010.

Heheld creativity classes on Fridays in ‘DarvazeGhar’in collaboration with the Society for Protection of Child Rights. In 2002, 2003 and 2004 he held such classes in other places.

In 2005,he formulated the first part of what was written by the children in the creativity classes and it was published by ‘NashreGhese’ as ‘Borje Ghar’.Also in the same year he held his creativity class in ‘Omid E Mehr’ Foundation.

In 2006 the second part of what was written by the children as’Ghar e Tar’ and in 2007 the third part of it as ‘Tars e Ghar’were published by ‘Nahid’ publication.Also the first section of the novel ‘Khakestar’ has been published in the third periodical of Iranian Writers Association.

In 2008, the forth part of what was written by the children as ‘ZirGozar’ was published by ‘ Nahid’ publication.

In 2009,some participants aged 14 to 22 years old in his creativity classes announced that they are not willing to write stories and they want to express them orally.These people were those who had quit school to work in order to help their poor families.

So Amookhayat examined the causes of slow process of literacy and the factors that increased the illiteracy in Persian language and held literacy classes for these children and teens in the ‘Ne’mat Abad’ post of duty.Using his experiences in this field, he succeeded to designthe new method of’reading and writing art within 15 days ‘and published it in 2011.

In the same year, in the hall of ‘Omid’ town, he held ‘reading and writing art’ seminar in which AmooKhayat and his method were introduced and some of the street children and illiterate workers who were literate within 16 months, were appreciated. Some of them were supported by NGO’s and facilitators

یازدهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ با حضور علی صداقتی خیاط (عمو خیاط)

حضور علی صداقتی خیاط (عمو خیاط)

#جامعه_شناس
#عمو خیاط
علی صداقتی خیاط (عمو خیاط)
#علی صداقتی خیاط

#کودک
#نویسنده
#حقوق_کودک
#فعال_حقوق_کودک
#سواد_آموزی

 

دکتر رحیم خستو در سومین رویداد گپ

دکتر رحیم خستو

دکتر رحیم خستو راوی گپ

دکتر رحیم خستو استاد دانشگاه علوم سیاسی ،اهل فرهنگ و هنر ,طرفدار حقوق زنان ،آبان 1346 در شهر کتالم از بخش های رامسر به دنیا آمده است .آرام و متین است و مورد مهر و تایید دانشجویانش.

عضو هیات علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج 1380 تاکنون

* مدرک تحصیلیدکتری تخصصی: علوم سیاسی از واحد علوم و تحقیقات تهران 78

کارشناسی ارشد: علوم سیاسی تهران مرکز 1374 – کارشناسی علوم سیاسی واحد کرج 1370

سمت های اداری و اجرایی:

* عضو شورای سیاستگذاری روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با حکم وزیر محترم 
ارشاد (آقای علی جنتی(

معاون آموزشی ودانشجویی دانشکده حقوق وعلوم سیاسی – 1383 – 1382

ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی واحد کرج – 1384 – 1383

عضو شورای علمی مرکز تحقیقات علوم انسانی و اسلامی

* دبیر سایت انسان ایرانی  www.homopersicus.ir

عضو شورای ارتباطات بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب 

* مسئول راه اندازی وتاسیس گروه های ارشد و دکتری روابط بین الملل و علوم سیاسی واحد 
الکترونیک دانشگاه آزاد

* مدیر کنونی دپارتمان علوم سیاسی و روابط بین الملل واحد الکترونیک دانشگاه آزاد اسلامی 

* مدیر داخلی فصل نامه پژوهشی علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

* عضو کمیته جذب اعضای هیات علمی رشته علوم سیاسی واحد کرج 

استاد نمونه دانشکده حقوق و علوم سیاسی واحد کرج در سال – 94

دکتر رحیم خستو
دکتر رحیم خستو
دکتر رحیم خستو

دکتر ناصر یوسفی در نهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ

دکتر ناصر یوسفی
دکتر ناصر یوسفی

دکتر ناصر یوسفی در دانشگاه تهران روانشناسی خواند و سپس در نروژ، سوئد و دانمارک آموزش پیش از دبستان را ادامه داد. او در سال 1373 با گروه بزرگی از کارشناسان اموزش پیش از دبستان موسسه پژوهشی کودکان دنیا را تاسیس کرد.این موسسه پس از مدتی تبدیل به حرفه ای ترین و تخصصی ترین گروه علمی و آموزشی در حوزه آموزش کودکان خردسال شد. ناصر یوسفی تجربه های بسیاری در کار با آژانس های سازمان ملل و سازمان های بین المللی دارد. کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، یونسکو،یونیسف،شورای جهانی جمعیت،سازمان بین المللی آموزش کودکان خردسال،بخش تعلیم وتربیت دانشگاه هاروارد،مرکز بین المللی معلمان آزاد و…بخشی از سازمان هایی هستند که همکاری با آن ها را در کارنامه خود دارد. آقای یوسفی یکی از منتقدان جدی نظام آموزش و پروش رفتار گراست واز معدود کسانی است که در ایران الگوی آموزش و پرورش انسان گرا را تدریس، ترویج و توسعه می دهد.

ناصر یوسفی، رئیس موسسه پژوهشی کودکان و نویسنده کتاب‌هایی چون «درخت سیب»، «یک روز مهم»، «افسانه چهار دختر مهربان» و… است. افسانه «نخودی» را ماهنی تذهیبی تصویبر و نشر پیدایش منتشر کرده است.

افسانه‌ها هم سفر می‌کنند و از سرزمینی به سرزمین دیگر می‌روند و در هر جا و میان هر قومی دگرگون و با نیازهای فرهنگی آن قوم و قبیله هماهنگ و با پسند و سلیقه آنان روایت می‌شوند.

قصه‌ها و افسانه‌ها را مردم می‌سازند و می‌پردازند و هم آنان هستند که گاه با نام قصه‌گو و افسانه‌سرا در هر گوشه جهان، افسانه‌های پیشینیان را با روایتی نو صیقل می‌دهند تا آن را با دگرگونی‌های جهان امروز، هماهنگ کنند و گاه همان افسانه قدیمی را روایت می‌کنند. همان‌گونه که ناصر یوسفی چنین کرده است.

ناصر یوسفی در داستان «نخودی» به بازخوانی یک افسانه پرداخته و گفته است: «افسانه نخودی برای تمام کودکان ایرانی، افسانه‌ای آشناست. کودکی بسیار کوچک- به اندازه یک نخود- به قصر حاکم می‌رود تا حق و حقوق پدر و مادرش را از جاکم بگیرد. در این راه دوستان زیادی پیدا می‌کند که او را همراهی می‌کنند و…»

نهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ با حضور ناصر یوسفی در تاریخ چهارشنبه ۲۴ امرداد

نهمین رویداد فرهنگی اجتماعی گپ با حضور ناصر یوسفی در تاریخ چهارشنبه ۲۴ امرداد

ناصر یوسفی در رشته روانشناسی آموزش کودکان خردسال تحصیل کرده و دارای مدرک دکترای آموزش و پرورش است. این نویسنده جوایز ادبی شورای کتاب کودک و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را در کارنامه دارد. یوسفی به عنوان متخصص ارشد مسائل کودکان، مشاور سازمان‌های بین المللی مانند یونسکو و کمیساریای عالی سازمان ملل فعالیت دارد.

هما عارف قدم در پنجمین رویداد گپ

هما عارف

هما عارف قدم مدیرعامل انجمن حامیان کودکان کار و خیابان

“هما عارف قدم” مدیر عامل انجمن حامیان کودکان کار و خیابان با بررسی «آموزش و آینده کودکان کار» در گفتگوی اختصاصی با گروه خبری نوید صبح ؛
حرفه آموزی کودکان کار چه تاثیری در زندگی آنان دارد؟
حاشیه نشینی چه تاثیری در زایش کودکان کار دارد؟

هما عارف قدم

هما عارف قدم

ندا مفاخری در پنجمین رویداد گپ

 خانم دکتر ندا مفاخری

دکترای مدیریت کسب و کار

دانش آموخته دانشگاه تهران و سازمان مدیریت صنعتی

فارغ التحصیل آکادمی بین المللی کوچینگ

دارای تاییدیه از فدراسیون بین المللی کوچینگ ICF

بیش از 350 ساعت جلسه کوچینگ با مراجعین

مدیرعامل مجموعه مدیران ایران

 خانم دکتر ندا مفاخری

ندا مفاخري در سال 1356 متولد شده‌است. تحصيلاتش را در مقطع كارشناسي ارشد رشته MBA به پايان رسانده و در سال 1385 شركت مديريت اطلاعات پويا مهارت را تاسيس كرده‌است. او در حال حاضر مديرعامل اين شركت است و براي 15 نفر ايجاد شغل كرده‌است.
ندا مفاخري مي‌گويد هنگام شروع كسب و كار نه تنها نگراني نداشته بلكه خيلي هم شوق و ذوق داشته‌است و مطمئن بوده كه موفق مي‌شود.

  • وقتي كه بچه بوديد مي خواستيد بزرگ شديد چه كاره شويد؟

دوست داشتم پزشك بشوم تا مردم را معالجه كنم كه البته با ديدن خون منصرف شدم! و فهميدم بايد طور ديگري به مردم خدمت كنم اما خيلي مشخص نمي دانستم چطور!

  • چه انگيزه اي باعث شد كه شما بخواهيد يك كارآفرين شويد؟

هميشه دوست داشتم كارم واقعي و موثر باشد نه نمايشي. دوست داشتم كارم در ارتباط با ديگران و تاثيرگذار باشد.

  • الگوي شما از اينكه خواستيد به اين عرصه وارد شويد چه كسي (يا كساني) بودند؟

اكثر اقوام من كارآفرينند ولي الگوي مشخصي ندارم.

  • زندگي شما قبل از اينكه به يك كارآفرين تبديل شويد، چگونه بود؟

از زمان كنكور تدريس مي كردم. بعد در آموزشگاه هاي كنكور و آموزشگاه هاي كامپيوتر مدرس شدم. در شركت ايزايران مدتي به عنوان مدرس مديران سازمان ها مشغول بودم و بعد در شهرداري مدير سازمان فرهنگي IT شدم.

كمي در مورد كسب و كار فعليتان توضيح دهيد. (شروع كار، گسترش به مرور زمان، تغيير و تحول در خدمات يا محصول ارايه شده.)
شركت ما در ابتدا به سازمان ها و دانشگاه ها خدمات آموزش الكترونيكي آموزش الكترونيك مي داد و از سال 86 خدمات مديريت نيز اضافه شد. در حال حاضر 20هزار عضو شامل افراد و سازمان هاي دولتي و خصوصي داريم كه با نام «مديرايران» از ما خدمات مديريتي مي گيرند.

بزرگترين ترس و نگراني شما براي شروع كسب و كار چه بود؟ آيا شغل قبلي خودرا ترك كرديد؟

نگراني نداشتم. البته كارم را ترك كردم تازه خيلي هم شوق و ذوق داشتم. مطمئن بودم كه موفق مي شوم.

كمي براي ما از نحوه سرمايه گذاري و اهميت مسايل مالي در ابتداي كار بگوييد.

  • آيا مسايل مالي عامل بازدارنده اي محسوب مي شد؟ چگونه بر اين مشكل غلبه كرديد؟فعاليت شركت ما براساس دانش است نه سرمايه. به همين دليل با سرمايه گذاري كم از پس انداز شخصي و حمايت خانواده مسائل مالي حل شدند.
  • يك روز عادي براي شما چگونه سپري مي شود؟ براي استراحتتان چه كار مي كنيد؟ چطور بين كار خانه و كار بيرون تعادل برقرار مي كنيد؟ساعت7 بيدار شده و به سنجابم استيو جابز غذا مي دهم. بعد به كارهاي خانه رسيدگي كرده و ساعت 8:30كارم را شروع مي كنم و بسياري از اوقات تا8 شب كار مي كنم. در خلال كارها به امور بانكي و اداري نيز مي پردازم. سرگرمي ام مطالعه، ديدن فيلم، و ديدارهاي فاميلي است.
  • فكر مي كنيد اداره و تاسيس يك فعاليت كارآفرينانه، چه تغييراتي در شخص شما ايجاد كرده است؟ چه تجربياتي را از كسب و كار خود به زندگي اجتماعي و خانوادگي خود منتقل كرده ايد؟
    چون كارم امكان دنبال كردن روياهايم را به من مي دهد شادترم. اعتماد به نفسم بالا رفته است. دامنه ارتباطاتم وسيع شده و باعث رشد شخصي ام شده است. از آنجائي كه با همسرم همكارم با تقسيم وظايف به كارها مي رسيم.
  • نقش خانواده و اطرافيان خودرا در موافقت خود چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا درگيري هاي سر كار را با خود به خانه مي آوريد؟حمايت عاطفي خانواده مخصوصا همسرم را همواره داشته ام.
  • چه بخشي از كارتان بيشتر برايتان لذت بخش است؟

    ذاتا يادگيري وآموزش را دوست دارم. الان هم دارم دوره هاي مدرسه خورشيد را مي گذرانم.
  • در حال حاضر مهمترين مشكل/دغدغه‌اي كه در كسب و كارتان با آن درگير هستيد چيست؟كثرت مسائل اداري و بوروكراسي به اصل كار لطمه مي زند. وجود خلاهاي قانوني مانند عدم وجود كپي رايت كار ما را سخت مي كند.
  • آينده كسب و كار خود را در كوتاه مدت و دراز مدت چگونه برآورد مي كنيد؟ در خوش بينانه ترين حالت؟ در بد بينانه ترين حالت؟
    خوش بينانه اين است كه قطب جدي و مطرح در آموزش مديريت كشور باشيم و تاثير قطعي بگذاريم. بدبينانه اين است كه در همين شرايط فعلي بمانيم.

يك خاطره جالب و تاثيرگذار از كسب و كار و چالش هاي خود بگوييد.
وقتي افراد زيادي تو را مي شناسند و از كارت تاثير مي گيرند بهترين خاطره است. اين را در همايش ها تجربه مي كنم.

  • تا حالا شكست خورده ايد؟ چه راه هاي خلاقانه ي را امتحان كرده ايد كه تضمين كننده سلامت و پيشرفت كارتان باشد؟بله پروژه هايي با جاهاي مختلف داشته ايم كه اجرا نشدند مثلا كاري با صدا وسيما در دست داشتيم كه به علت تغيير ساختار لغو شد. در صورتي كه ما كار را كاملا تحويل داده بوديم. در اين جور مواقع چاره اي جز ادامه كار در مسيري ديگر نيست.
  • چه توانايي و قابليتي در شما باعث موفقيتتان شده است؟اعتماد به نفس. پشتكار و جاه طلبي. من عاشق ايرانم و دوست دارم همين جا در وطنم مفيد باشم.
  • اگر مي توانستيد با تجربه و اطلاعات فعلي خود، به گذشته بازگرديد، و به خودتان پيش از شروع كسب و كار خود يك نصيحت كنيد، آن نصيحت چه بود؟

به منافع مالي بيشتر اهميت مي دادم و كار را از ديدگاه سودآوري هم نگاه مي كردم. چون براي پيشرفت يك كار نمي شود به مسائل مالي بي توجه بود.

  • با شناختي كه جامعه و كسب و كارها و نقش بانوان داريد، چه پيشنهاداتي براي مدرسه خورشيد داريد؟ارتباطات بيشتر شود تا همه بدانند مي توانند موفق شوند.
  • آيا براي بانوان پيامي داريد؟روياي شخصي خود را پيدا كرده و به طور جدي دنبال كنند. بدانند دوره حيات كوتاه تر از آن است كه براي لذت بردن منتظر ديگران بمانيم.
 خانم دکتر ندا مفاخری

ماهرخ فلاحی در پنجمین رویداد گپ

ماهرخ فلاحی

دنیای آدمی آن‏قدر بزرگ است که روزها، ماه‏ها و حتی سال‏ها در آن گم می‏شود؛ خنده دوران کودکی، نشاط و هیجان ایام جوانی و روزهای پر تجربه پیری. اگرچه کهنسالی در نظرِ بسیاری چندان خوشایند نیست و به تصور بسیاری آمدنش لذتی را به‏همراه نخواهد داشت، اما پیری دفتری است که هر برگش نشانی از تجربه دارد. شاید فرا رسيدنش غفلت بزرگی به‏همراه داشته باشد؛ غفلت از توانایی‏هایی که دیده نشده و بی‏تفاوت کنار گذاشته شده‌اند. هستند کسانی که یکباره در اوان میانسالی به استقبال پیری می‏روند و می‏گویند که دوران بازنشستگی فرا رسیده است و همه زندگی را با این جمله، چنان چروکیده و خسته در اتاقکی چهارگوش حبس می‏کنند که دیگر توانایی‏های خویش را باور ندارند و در پی این غفلت، دردها یکی‏یکی می‏آیند و آنان نیز همچنان ساکت و مبهوت به آمدنشان نگاه می‏کنند و تنها نشانه تحرک در زندگی‏شان حرکت نخ کاموا در میله‏های بافتنی است که دانه دانه بالا می‏رود تا بالاخره رج‏ها در جایی کوتاه و کوتاه‏تر می‏شوند.
این تعریفی است برای بسیاری از زنانی که بعد از سال‏ها زحمت و تلاش، همه توانایی و تجربیاتشان یکباره رو به خاموشی می‏رود و دوران جدیدی به نام بازنشستگی را تجربه می‏کنند. اما ماهرخ فلاحی درباره زندگی اینچنین نمی‏اندیشید. او می‏دانست که کار جوهری است که دفتر زندگی را زیباتر می‏سازد و زندگی در جریان فعالیت‏هاست که معنا پیدا می‏کند.
* * *
آن روز هم طبق معمول هميشه، مادر روی صندلی نشسته بود که ماهرخ وارد شد. هنوز صندلی تکان می‏خورد و موهای حنایی مادر با هر حركتي نمایان‏تر می‏شد. آن وقت بود که خاطره‏ها در صورت مادرانه‏اش رنگ می‏گرفت و روح زنانه‏اش را شکننده‏تر می‏کرد. مادر عصایش را بر زمین کوبید و صندلی دوباره حرکت کرد. اختلاف سن او و مادرش پانزده سال بیشتر نبود. باور نمی‏کرد که پانزده سال دیگر او نیز بايد روی همین صندلی بنشيند و با تکیه بر عصا، گذشته‏اش را مرور ‏کند. باید کاری می‏کرد تا در این دوران نیز چون دوران جوانی، هیجان در لحظه لحظه زندگي‌اش جاری شود.
چندبار با خود تکرار کرد: «تنها پانزده سال، فرصت کوتاهی است».
باید با قدرتی بی‏مثال و اراده‏ای استوار دوران زیبایی برای ایام میانسالی‏اش رقم می‏زد؛ دورانی که آن را فرصتی می‏دانست که بعد از سی سال کار، می‏توانست با فراغ خاطر به همه آرزوهایی که در سر داشت دست یابد. از کودکی پرورش دادن را دوست داشت. دیدن رشد و نمو هر روزه گیاه یا حیوانی شاداب‏ترش می‏کرد. باید قدم اول را از همین‌جا بر‌می‏داشت؛ از همین نقطه و همین حالا، تا بعد از گذشت سی سال وقتی صبح چشم باز می‏کند، تنها چیزی که انتظارش را می‏کشد زندگی باشد؛ زندگی‌اي که با اراده او ساخته شده، رشد پیدا کرده و طراوت دوران زیبای جوانی را در خود حفظ کرده است.
* * *
ماهرخ فلاحی هستم. پدرم قاضی و اصالتا اهل طالقان بود و در تهران سکونت داشت. در سال 1321 که پدر به‌عنوان رئیس دادسرای رودسر، مامور تقسیم اراضی پهلوی در بین زارعین شد، به‏همراه مادرم برای مدت کوتاهی در این شهر ساکن شدند. پدر فرد فعالی بود و این ماموریت مهم کاری که در سن جوانی به او محول شده بود، نشان از دقت و سختکوشی او در کار داشت. او علاوه بر کار در دادگستری، تابستان‏ها به زمین کشاورزی پدربزرگ می‏رفت و کشاورزی می‏کرد که بعدها به‌علت کار زیاد آنجا را به کشاورز ديگري واگذار کرد.

ماهرخ فلاحی

لیست موفقیت‏های ماهرخ فلاحی زن کارآفرین نمونه
– کارآفرین نمونه اولین جشنواره کارآفرینی شیخ بهایی در سال 1383
– برنده جایزه طلای سه دوره متوالی جشنواره انتخاب گاو برتر هلشتاین کشور
– كسب مدال قهرمان قهرمانان در آخرین دوره جشنواره انتخاب گاو برتر هلشتاین
– گاو‌داری نمونه سه دوره متوالی
– دانشجوی نمونه کشور
– دبیر نمونه
– مدیر نمونه دبیرستان‏ها
– داور جشنواره کارآفرینی امیرکبیر در سال 1386
– نایب رئیس شورای شهر محمدشهر کرج در دو دوره اول و دوم
– عضو موسس و هیات‌مدیره انجمن زنان مدیر کارآفرین
– عضو موسس و هیات‌مدیره انجمن زنان کارآفرین و بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان کشور

ماهرخ فلاحی در تاریخ بیستم فروردن ماه سال یکهزار و سیصد و بیست و دو خورشیدی در خانواده‌ای اهل علم و تحقیق در تهران متولد شدم. پدرم (زنده یاد محمدتقی فلاحی) از قضات عالی‌رتبه دادگستری تهران و علاقه‌مند به دانش بود. چون پویائی و استعداد ذاتی من را دید، اقدام به فرستادن من به مدرسه در سن پنج سالگی نمود و از همان آغاز، هر ساله موفق به اخذ رتبه دانش آموز ممتاز کلاس گردیدم. در سال ???? خورشیدی، مقارن با هفده سالگی‌ام، با مدرک دیپلم از “دبیرستان داوری تهران” تحصیلات دوره متوسطه را به پایان رسانیدم و با شرکت در کنکور سراسری در “دانشسرای عالی دانشگاه تهران“ در رشته “زبان و ادبیات انگلیسی“ موفق به کسب رتبه اول و در رشته “حقوق قضائی“ رتبه دوم در سطح کشور شدم…

ماهرخ فلاحیسال اول ورود من به دانشگاه تهران مقارن بود با ازدواج من و همسرم که وی نیز دانشجوی دانشگاه تهران و فرهنگی بود، در پایان سال اول دانشگاه خداوند فرزند پسری به ما عطا نمود و در همین سال علیرغم اشتغال به تدریس، تحصیل دانشگاهی و گذران زندگی مشترک، از سوی دانشکده محل تحصیل، به عنوان دانشجوی ممتاز معرفی شدم و نهایتا“ در سن بیست سالگی در سال ???? خورشید با اخذ “دانشنامه لیسانس“ از دانشگاه تهران فارغ التحصیل و با عنوان دبیر به استخدام رسمی وزارت آموزش و پرورش درآمدم.
پس از مدت چهار سال تدریس در دبیرستان های دخترانه تهران، به عنوان “دبیر نمونه“ وزارت آموزش و پرورش کشور معرفی شدم و متعاقبا در یک آزمون علمی تخصصی سراسری بین دبیران رشته زبان ادبیات انگلیسی ایران، در قالب یک هیاءت سه نفره جهت فراگیری “دوره تخصصی آموزش و پرورش نابینایان“ و نیز گذراندن “خط مخصوص بریل“ به کشور ایالات متحده آمریکا و چند کشور اروپائی اعزام شدم. پس از اتمام دوره تخصصی فوق به تهران مراجعت و از سوی وزارت آموزش و پرورش به سازمان آموزش کودکان استثنائی (نابینا) منتقل و به سمت رئیس موسسه آموزشی نابینایان کشور منتخب گردیدم.
زمان انتصاب من به سمت فوق مقارن با تولد فرزند دوم پسر و ورود فرزند اول به دوره ابتدائی بود که همزمان در کلاس های کنکور موسسه خزائلی و موسسه سیمین اشتغال داشتم.
در سال ???? خورشیدی، همسرم آقای اسفندیار فلاحی که وی نیز از دبیران نمونه کشور بود موفق به دریافت پروانه تاسیس گروه فرهنگی شیخ الرئیس ابوعلی سینا از وزارت آموزش و پرورش گردید و در آن زمان پدرم از وزارت دادگستری بازنشسته و هر سه نفر متفقا“ به راه اندازی و اداره موسسه آموزشی فوق پرداختیم. پس از چند سال تلاش و کوشش مستمر، براساس قوانین مصوبه وزارت آموزش و پرورش متاسفانه موسسات آموزشی ملی جمع آوری و منحل گردید و با اعلام انحلال این موسسه سرمایه بسیاری را از دست دادم، لکن ناامید نشدم. با خلاقیت ذاتی و تلاش و کوششی که خداوند به من عطا نموده بود، تصمیم گرفتم جهت دوران بازنشستگی، نسبت به ایجاد یک واحد خصوصی تولیدی و اقتصادی نمایم.
در این قسمت لازم می‌دانم قید نمایم که من و همسرم هر دو اصالتا اهل “مهدالعلما و دیارالمومنین“ منطقه طالقان هستیم که از نظر جغرافیایی در ??? کیلومتری شمال غرب استان تهران واقع شده است. طالقان در طول تاریخ، علما و ادبا و مشاهیر نام‌آوری را در دامان سبز و پربرکت خود پرورده است که به ارواح پرفتوح آنان سلام و درود می‌فرستم، نام‌آورانی که در عرصه علم و فرهنگ و نیز کشاورزی و دامپروری تاریخ این سرزمین پهناور زبانزد خاص و عام بوده‌اند.
از آنجا که علاقه به کشت و کار و تولید مواد غذایی جزئی از میرات ما طالقانی‌هاست، به اتفاق همسرم یک واحد ساختمان ویلایی در غرب تهران که حاصل یک عمر خدمت آموزشی من و وی بود فروخته و به یک واحد آپارتمان متوسط تبدیل گردید. مابه‌التفاوت ارزش ریالی این ساختمان به خرید یک باب باغچه یک هکتاری در حومه کرج اختصاص یافت که امروزه، پس از گذشت ?? سال به “موسسه کشاورزی و دامپروری فلاحی“ شهرت دارد. این موسسه تعداد ??? راس گاو اصیل هلشتاین، ??? هکتار مزرعه تولید گندم، ذرت و علوفه دامی در منطقه “احمدآباد مصدق“ از توابع شهرستانی ساوجبلاغ استان تهران و چندین هکتار باغ تولید سیب و گلابی ممتاز را دربرمی‌گیرد.
با اقدام به تاسیس موسسه کشاورزی و دامپروری فلاحی، ثمره زندگی مشترک من و همسرم یعنی، فرید فلاحی (دارای مدرک فوق لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی) و نیز “امید فلاحی“ (دارای مدرک دکتری پزشکی) به جمع هیئت مدیره این موسسه تولیدی پیوستند. طبیعتا با عنایت به تحصیلات دانشگاهی هر چهار نفر اعضاء مدیریت موسسه، اصول و روش تولیدات محصولات کشاورزی و دامی، چه در بخش مزرعه، باغات و دامداری صنعتی خود به خود جنبه علمی و پژوهشی یافت. من باب مثال در بخش مزرعه، سیستم کاشت، داشت و برداشت گندم، ذرت و علوفه دامی تماما“ مکانیزه و در بخش باغداری روش تولید میوه‌جات با آخرین تحقیقات علمی و دانشگاهی رایج در موسسات تحقیقات باغداری در کشورهای آمریکا و کانادا و نهایتا در بخش دامداری صنعتی، نحوه تغذیه، تولید و نگهدای دام با استفاده و بهره‌وری از جدیدترین متد رایج در آمریکا و اروپا از طریق اطلاعات پژوهشی و علمی اینترنتی (Internet Information)صورت می‌گیرد.
آغاز به فعالیت من، همسر و دو فرزندم در دامداری صنعتی به حدود?? سال قبل می‌رسد. و از همان ابتدا بنا به علوم روز تکثیر گاو اصیل شیری نژاد هلشتاین در بخش دامداری موسسه با سیستم تلقیح مصنوعی (Artificial Intimination) شروع و در سایه الطاف پروردگار و تلاش مستمر خانواده، روش تولید و تکثیر نسل گاو اصیل شیری در حال حاضر مطابق آخرین متد روز آمریکا و اروپا یعنی انتقال جنین آزمایشگاهی (Clinical Embryo Transfer) می‌باشد، نتیجه روش انتقال جنین بدان معناست که به جای تولید یک گوساله از هر گاو شیری ممتاز در یک دوره تولید یک ساله می‌توان ده ها و صدها راس دام اصیل با درجه عالی تولید نمود که البته انجام این امر مستلزم همکاری یک تیم دامپزشکی و جراحی ممتاز از زبده ترین جراحان دامپزشک در رشته تخصصی “مامائی دام“ می‌باشد. نتیجه سال‌ها تحقیق، تولید و پرورش و اصلاح نژاد دام، امروزه در دست داشتن یک گله کاو اصیل شیری هلشتاین ممتاز با بالاترین میزان تولید شیر و گوشت و خلوص خونی و ژنتیکی ???% می باشد و طبعا“ اصلاح مداوم فنوتیپ و ژنوتیپ دام، باعث شد که در تمامی جشنواره‌های انتخاب بهترین دام‌های اصیل هلشتاین ایران (Iranian Dairy Cattle Show) در هر سه دوره متوالی جشنواره که با حضور داوران و کارشناسان حرفه‌ای دام از کشورهای آمریکا- کانادا و آلمان صورت می‌گرفت موفق به احراز مقام اول، لوحه تقدیر و مدال‌های طلای بهترین پرورش دهندگان گاو اصیل شیری گردم.
به طبع این توفیق سه مورد سفر تشویقی و تحقیقاتی به کشورهای کانادا و آلمان داشتم و در سال جاری ???? خورشیدی، در جشنواره شیخ بهائی دانشگاه صنعتی اصفهان با عنوان (جشنواره کارآفرینان کشور) از سوی هیئت داوران به عنوان رتبه اول و کارآفرین نمونه انتخاب شدم. لازم به ذکر است که موسسه کشاورزی و دامپروری فلاحی علی الخصوص بخش دامداری صنعتی، مکان مناسب و مساعدی جهت تحقیقات دانشگاهی و علمی دانشجویان رشته‌های دامپروری و دامپزشکی، خصوصا دختران دانشجو شده است که با توافق فیمابین مدیریت این موسسه و تعداد زیادی از دانشگاه های کشور دانشجویان مربوطه واحدهای تحقیقی و کارآموزی فنی خود را زیر نظر و تحت نظارت هیئت مدیره می‌گذرانند و در پایان هر دوره سه ماهه آموزش فنی و عملی گواهی نامه مربوطه صادر و به دانشگاه مبداء ارسال می‌گردد.

ماهرخ فلاحی

گاهی در اوقات فراغت به این نکته می‌اندیشم، که همواره بیش از پیش باید شکرگزار پروردگار یکتا باشم، چه در سن ?? سالگی در کنار همسر وفادار و فداکارم، دو فرزندم، و سه نوه (یک دختر و سه پسر) که همگی دوره دبیرستان را می‌گذرانند، قادر به مدیریت و نظارت کامل بر مسئولیت های خود هستم و علاوه برآن در پی تشویق و هدایت مردم شریف و زحمتکش منطقه فعایت موسسه خود، در دو دوره متوالی کاندیداتوری انتخابات اعضاء شورای شهر، به سمت “نایب رئیس شورای اسلامی محمد شهر کرج“ انتخاب و در این قسمت نیز توفیق خدمت دارم. احراز رتبه اول در آراء اتنتخاباتی شورای شهر حاکی از تشخیص صحیح مردم فهیم و اصیل محمد شهر کرج از خدمات بی وقفه خالصانه من به عنوان یک تولید کنده در طول مدت ?? سال اقامتم در این نقطه نسبتا“ محروم از کشور بوده است.
با وجود مشکلات و درگیری های عدیده در مسیر پرتلاطم تولید، از جمله شکست و نوسانات مکرر قیمت شیر و گوشت و محصولات کشاورزی در بازراهای داخلی کشور، و نیز واردات بی رویه فرآورده‌های کشاورزی و دامپروری و مهم تر از همه پرخطر بودن این نوع مشاغل (High Risk) و نیز ابتلاء گاه و بیگاه دام‌های گله به بیماری‌های دامی اپیدمی دوره‌ای و منطقه‌ای، و در کنار آن مسائل اقتصادی همچون بازپرداخت به موقع و بدون تاخیر اقساط تسهیلات بانکی و اعتباری و نیز مسئولیت اداره خانواده به عنوان مادر و داشتن دو فرزند پسر دانشجو، به شکر خدا با پشتکار و مداومت و نظارت مستقیم و مستمر برکار و من حیث المجموع ”مدیریت صحیح” در عرصه تولید همواره برتمامی این مشکلات غالب گشته و موفق بوده‌ام.
لازم به ذکر است مهمترین رمز موفیت در عرصه تولید محصولات کشاورزی و دامپروری را ترک زندگی تشریفاتی تهران، اقامت دائم در محل دامداری و مدیریت مستیم می‌دانم. خوشبختانه امروزه با شناخت صحیح و همکاری سازمان‌ها و ادارات ذیربط در وزارت جهاد کشاورزی، گوساله‌های نر اصیل پرورش یافته در این موسسه به عنوان ”گاو نر مولد” به تمامی مراکز استان‌ها در سطح کشور ارسال و نیز در مرکز ”اصلاح نژاد دام کشور” وابسته به وزارات متبوعه مورد بهره برداری تولید اسپرم جهت تلقیح به گاو‌های ماده سراسر میهن پربرکت‌مان می‌گردد.

ماهرخ فلاحی